یک قارچ معمول روده، موشها را به نوشیدن الکل کمتر ترغیب میکند
tagنوشتارتحقیقات جدید نشان میدهد که قارچ کاندیدا آلبیکنس میتواند بر مصرف الکل در موشها تأثیر بگذارد. این قارچ موجب افزایش سطح یک نشانگر التهابی به نام PGE2 میشود که بر میل به نوشیدن الکل تأثیر میگذارد. این یافتهها ممکن است به توسعه روشهای جدید درمان اختلال مصرف الکل کمک کند.
🔬 تاثیر قارچ روده بر رفتار نوشیدن الکل
محققان به طور فزایندهای در حال شناسایی نقش میکروبیوم روده در تأثیر بر عملکرد مغز هستند که به آن "محور روده-مغز" گفته میشود. به عنوان مثال، این میکروبها بر اعتیاد، از جمله اختلال مصرف الکل (AUD)، تأثیر میگذارند. با این حال، بیشتر این تحقیقات بر روی بخشی از میکروفلور یعنی باکتریها متمرکز است و تأثیر قارچها هنوز به خوبی مورد بررسی قرار نگرفته است.
یکی از قارچهای رایج روده، کاندیدا آلبیکنس است. تحقیقات قبلی نشان داده است که این قارچ در میکروبیوم مدفوع افراد مبتلا به AUD بیشتر است. با این حال، تأثیر C. albicans بر ترجیحات فردی برای نوشیدن الکل و میزان مصرف آن هنوز به طور کامل بررسی نشده است.
تیمی از محققان دانشگاه تافتس به رهبری کارول کوماموتو، میکروبیولوژیستی که بر روی رشد و عفونتهای C. albicans مطالعه میکند، به بررسی این موضوع پرداختند. آنها نشان دادند که C. albicans مقدار یک نشانگر التهابی را در گردش خون موشها افزایش میدهد که باعث کاهش میل آنها به نوشیدن الکل میشود. این نتایج در نشریه mBio منتشر شده و بینشهایی درباره توسعه AUD و استراتژیهای درمانی جدید را ارائه میدهد.
کارول کوماموتو در یک بیانیه خبری گفت: "جسم ما به گونهای طراحی شده که رفتارهای ما به میکروبیوتای روده پاسخ میدهد و این مطالعه نشان میدهد که قارچها اجزای مهمی از محور روده-مغز هستند."
این تیم موشها را با C. albicans آلوده کردند یا آنها را بدون آلودگی ترک کردند و به هر دو گروه دسترسی به آب و الکل دادند. آنها مشاهده کردند که موشهای آلوده در طول دو روز الکل کمتری مصرف کردند.
مطالعات قبلی نشان دادهاند که C. albicans سطح پروستاگلندین E2 (PGE2)، یک ترکیب شبیه هورمون که پاسخهای ایمنی را تعدیل میکند، را افزایش میدهد. تحقیقات بیشتری نشان داد که این ترکیب میزان اتانول مصرفی موشها را کاهش میدهد. بنابراین، در این مطالعه، تیم کوماموتو به بررسی نقش PGE2 در تنظیم مصرف الکل در موشهای آلوده به C. albicans پرداخت.
آنها مشاهده کردند که پس از تزریق یک مشتق از PGE2 به موشهای غیرآلوده، مصرف اتانول آنها کاهش یافت. برای بررسی بیشتر ارتباط بین PGE2 و ترجیحات الکل، محققان موشهای آلوده و غیرآلوده را با یک آنتاگونیست برای دو گیرنده PGE2 تزریق کردند. در حالی که این درمان تأثیری بر مصرف الکل در موشهای غیرآلوده نداشت، موشهای آلوده به C. albicans وقتی PGE2 مسدود شد، الکل بیشتری مصرف کردند.
برای تعیین اینکه چگونه PGE2 ممکن است بر ترجیحات الکل در مغز تأثیر بگذارد، تیم تغییرات بیان ژن در گیرندههای PGE2 و دو گیرنده دوپامین را در نواحی مسئول تشکیل عادات و اعتیاد ارزیابی کردند. مقدار PGE2 در گردش خون با بیان گیرندههای آن در مغز تنها در موشهای آلوده به C. albicans همبستگی داشت. در حالی که موشهای آلوده به C. albicans ژنهای گیرنده دوپامین کمتری نسبت به موشهای غیرآلوده بیان کردند، محققان همچنین مشاهده کردند که موشهای آلوده که الکل کمتری مصرف کردند، بیشتر گیرنده دوپامینی را بیان کردند که مسئول ایجاد تنفر است.
در نهایت، محققان خواستند تعیین کنند که آیا C. albicans باعث حساسیت بیشتر موشها به اثرات رفتاری الکل میشود یا خیر. محققان به حیوانات اتانول تزریق کردند و مشاهده کردند که موشهای آلوده به C. albicans رفتارهای افسردهتری نشان داده و رفلکسها و کنترل حرکتی کمتری داشتند. برای تعیین اینکه آیا PGE2 بر این اثرات تأثیر میگذارد یا خیر، تیم مطالعات را تکرار کرده و شامل تزریق آنتاگونیستهای گیرنده شدند. آنها مشاهده کردند که حیوانات با مسدود شدن PGE2 نسبت به افرادی که تحت درمان با الکل و کنترل وسیله بودند، هماهنگی بهتری نشان دادند.
محققان نتیجهگیری کردند که C. albicans واقعاً میتواند بر مصرف الکل و اثرات اتانول در حیوانات تأثیر بگذارد. به نظر میرسد این اثرات از طریق PGE2 میانجیگری میشوند که به ارائه استراتژیهای جدید برای مقابله با AUD کمک میکند.
the-scientist.com: A Common Gut Fungus Coaxes Mice to Drink Less Alcohol | Shelby Bradford, PhD