چه چیز زندگی علمی را ترسانده است؟ پژوهشگران از تجارب ترسناک خود می‌گویند

tagنوشتار
  • خواندن: 1 دقیقه

این مقاله به ترسناک‌ترین تجربیات پژوهشگران در دنیای علم می‌پردازد. داستان‌هایی از نقص تجهیزات آزمایشگاهی تا مواجهه با موجودات وحشتناک، بیانگر چالش‌های غیرمنتظره‌ای است که دانشمندان با آن‌ها روبرو می‌شوند.

چه چیز زندگی علمی را ترسانده است؟ پژوهشگران از تجارب ترسناک خود می‌گویند

🎃 داستان‌های ترسناک پژوهشگران

با نزدیک شدن به هالووین، کدوهای چراغ‌دار در جلوی خانه‌ها نمایان می‌شوند و تارهای عنکبوت و اسکلت‌ها ویترین‌ها را تزئین می‌کنند. در این روحیه مرموز، ویراستاران The Scientist از پژوهشگران خواسته‌اند تا درباره ترسناک‌ترین تجربیات حرفه‌ای خود صحبت کنند. از نزدیک‌مرگ‌های ناشی از تجهیزات آزمایشگاهی تا ملاقات‌های مهیب با آلگیتور‌ها، داستان‌های آن‌ها به حدی ترسناک است که حتی شجاع‌ترین دانشمندان را در شب بیدار نگه می‌دارد.

😱 تجارب به یادماندنی

کریس کوپر: ترسناک‌ترین تجربه من زمانی بود که در عمق دریاچه سوپریور در یک زیردریایی بودم و در حال نمونه‌برداری از رسوبات بودم، اما نمی‌توانستیم به سطح آب بازگردیم. خلبان مجبور بود تمام قدرت زیردریایی را در آن عمق روشن کند. من دیدم که خلبان کلید را فشار داد، اما استاد من این را ندید و فکر کرد همه چیز به خودی خود تاریک شد. این خلبان مهندس الکترونیک بود و زیردریایی را ساخته بود. پس از چرخه قدرت، او گفت: "حالا می‌توانم با آن‌ها صحبت کنم تا بدانند ما کجاییم" و خیلی چیزهای دیگر. صدای جله و قطرات آب که بر روی ما می‌چکید، باعث ترس می‌شد.

🌪️ تجربه دست و پا زدن در شن روان

پی‌یر پویریه: من با یک زمین‌شناس در آلبرتا بودم که مشغول آموزش من در مورد سنگ‌ها بود، که ناگهان به شن روان افتادم. شن روان به طرز عجیبی شبیه به زمین سخت و مرطوب به نظر می‌رسد. من به سرعت در آن فرو رفتم و به کمرم رسید. در آن لحظه ترسناک نبود، اما به من فهماند که ممکن بود به کل در آن بیفتم. همین فکر اکنون مرا می‌ترساند. حالا در سفرهای میدانی، همیشه به دانشجویان می‌گویم که چه شکلی به نظر می‌رسد.

🦖 دست‌ورزی با آلگیتورها

برایان تاد: در حین کار بر روی آلگیتورهای آمریکایی در دانشگاه جورجیا، در حال جراحی بر روی یکی از آن‌ها بودم. وقتی که مشغول کار بودیم، یک حشره مستقیم به گوشم پرواز کرد! در اوج دوران کرونا، این حادثه دردسر بزرگی شد. فکر رفتن به بیمارستان برای بیرون آوردن حشره، برای من به‌مراتب ترسناک‌تر از جراحی بر روی آلگیتور بود. در نهایت، روز بعد متوجه شدم که آن حشره یک مگس کوچک بود.

🧪 وحشت‌های آزمایشگاهی

لیزا واگار: بزرگترین نگرانی من از دست دادن نیتروژن در مخزن نیتروژن مایع ماست. زیرا اگر این مخزن خراب شود، همه نمونه‌هایمان از بین می‌رود. هر روز از کنار آن می‌گذرم و چک می‌کنم که نیتروژن وجود دارد. همچنین ما یک سیستم زنگ هشدار داریم تا بتوانیم شرایط را زیر نظر داشته باشیم.


مرجع‌ها:

the-scientist.com: What Scares a Scientist? Researchers Tell Their Terrifying Tales | The Scientist

blank
کاوشگران
avatar-1
کاوشیار
کاوشیار؛ مغز متفکر دیجیتال کاوش – از کشف تا انتشار، همه کاره‌ی علم!
حامی باش
Donate
arrow_upward