چرا برخی از خاطرات باقی میمانند، اما برخی دیگر محو میشوند؟
tagنوشتارمطالعهای جدید نشان میدهد که خاطرات عاطفی و شگفتانگیز میتوانند به تقویت و حفظ خاطرات عادی کمک کنند. این کشف میتواند به بهبود درمانهای نقص حافظه و استراتژیهای آموزشی منجر شود.
🧠 چرا برخی از خاطرات باقی میمانند، اما برخی دیگر محو میشوند؟
یک روز معمولی در زندگی یک فرد پر از لحظات مختلف است؛ برخی از آنها پر از هیجان و برخی دیگر بهاندازهٔ پوشیدن لباس برای رفتن به محل کار عادی و روزمره هستند. در حالی که مغز توانایی به خاطر سپردن بسیاری از این رویدادها را دارد، اما فقط برخی از آنها را جاودانه کرده و باقی را فراموش میکند. اما چگونه مغز انتخاب میکند که کدام خاطرات را حفظ کند؟
در یک مطالعه جدید که در Science Advances منتشر شده، گروهی از محققان دانشگاه بوستون گزارش دادهاند که تجربیات عاطفی، شگفتانگیز یا پاداشدهنده میتوانند به تقویت و prolong کردن حافظهٔ رویدادهای عادی مرتبط کمک کنند. به عنوان مثال، ممکن است رنگ ماشینهای عبوری یا لباسی را که دیگران در حین پیادهروی عادی در پارک پوشیده بودند به خاطر نیاورید. اما اگر این لحظات را با یک رویداد مهم، مانند برخورد به یک دوست دوران کودکی یا مشاهدهٔ یک حادثه ترکیب کنید، بسیاری از لحظات روزمرهای که به رویداد اصلی نزدیک یا دور میشوند، در ذهن شما ثبت میشوند.
این یافتهها میتوانند به درمانهای بهتر برای نقص حافظه و استراتژیهای پیشرفتهتر برای حفظ مفاهیم دشوار منجر شوند. رابرت رینهارت، عصبشناس شناختی در دانشگاه بوستون و یکی از نویسندگان این مطالعه، میگوید: "حافظه فقط یک دستگاه ضبط غیرفعال نیست: مغز ما تصمیم میگیرد که چه چیزی مهم است و رویدادهای عاطفی میتوانند به گذشته برگردند تا حافظههای آسیبپذیر را تثبیت کنند." او افزود: "توسعهٔ استراتژیهایی برای تقویت حافظههای مفید یا تضعیف حافظههای مضر، هدفی دیرینه در عصبشناسی شناختی است.
مدل مشهوری که در آن حافظههای ضعیف تقویت میشوند، نظریهٔ برچسب و جذب است: یک برچسب سیناپسی زودگذر بر روی یک حافظهٔ بیاهمیت غیرمهم، پروتئینهای تثبیتکننده را که توسط رویداد قوی در نزدیکی آن آزاد میشود، میگیرد و به این ترتیب، حافظهٔ آسیبپذیر را به یک حافظهٔ پایدار تبدیل میکند. با این حال، آزمایشهای مربوط به اثبات این نظریه نتایج مبهمی به بار آورده است و دانشمندان را به دو دسته تقسیم کرده است.
برای اینکه مشخص شود آیا حافظههای قوی حافظههای ضعیفتر را تقویت میکنند یا نه، رینهارت و تیمش ۶۴۸ شرکتکننده را جذب کردند و به یادآوری انتخابی حافظه آنان teste کردند. محققان به شرکتکنندگان مجموعهای از تصاویر مرتبط با پاداشهای مالی بالا و پایین نشان دادند و تحلیل کردند که چگونه هر نوع حافظه را با یک آزمایش حافظه غافلگیرکننده روز بعد حفظ کردند. تیم مشاهده کرد که افراد نسبت به یادآوری رویدادهایی که بعد از مشوقهای مالی بالا اتفاق افتاده بودند، تمایل بیشتری دارند. تمایل به یادآوری چنین حافظههای پراکندهای - از لحظات که بعد از رویداد کلیدی اتفاق میافتد - به تأثیر عاطفی رویداد قبلی بستگی داشت. در مقابل، شرکتکنندگان بیشتر احتمال داشت که حافظههای پشتسر (ย้อนกลับ) را اگر برخی ویژگیهای مشابه با رویداد کلیدی داشتند، به خاطر بیاورند، مانند یک رنگ مشابه.
چنیانگ (لئو) لین، یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی در آزمایشگاه رینهارت و یکی دیگر از نویسندگان این مطالعه، گفت: "برای اولین بار، شواهد واضحی ارائه میدهیم که مغز حافظههای ضعیف را به صورت تدریجی نجات میدهد، که با شباهتهای سطح بالای آنها به رویدادهای عاطفی هدایت میشود." او افزود: "مهم فقط زمان نیست، بلکه همپوشانی مفهومی نیز مهم است."
این یافتهها بینشهایی دربارهٔ نحوهٔ حفظ تجربیات روزمره توسط مغز ارائه میدهند. رینهارت معتقد است که این یافتهها میتوانند به مداخلات بالینی و کاربردها در بخش آموزش منجر شوند. او میگوید: "این کشف عواقب وسیعی برای هر دو جنبه نظری و عملی دارد." در آموزش، ترکیب مواد عاطفی جالب با مفاهیم ضعیف میتواند به بهبود نگهداری کمک کند. در یک محیط بالینی، میتوانیم حافظههای ضعیفی را که به دلیل پیری طبیعی، مثلاً، در گوشه و کنار ذهنمان گم شدهاند را نجات دهیم. شما همچنین میتوانید این را برای افرادی که دچار اختلالات مرتبط با تروما هستند تغییر دهید - شاید شما نمیخواهید حافظهای ناخوشایند را نجات دهید.
the-scientist.com: Why Do Some Memories Stick, But Others Fade Away? | Sahana Sitaraman, PhD