مغز حافظه و یادگیری
بر پایه‌ی ۶ منبع علمی

خاطره‌ها کجا ذخیره می‌شن؟

مغز آدم از کنار، با هیپوکامپ و آمیگدال توی عمقش و قشر مغز دورشون، که با رشته‌های روشن به هم وصل شدن
"۴ دقیقه کاوش" آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مهر ۱۴۰۵
مفهوم‌های این کاوش هیپوکامپ قشر مغز آمیگدال سلول عصبی
این کاوش را چطور دوست داری دنبال کنی؟ ۴ ارائه‌ی دیگر در راه‌اند
نوشتار "۴ دقیقه کاوش"
در حال خواندن
روخوانی نوشتار هنوز آماده نیست
به‌زودی

پاسخ کوتاه خاطره‌ها یه جای واحد توی مغز ندارن. هر نوع خاطره جای خودش رو داره و این جاها به هم وصلن. هیپوکامپ خاطره‌ی اتفاق‌های تازه رو می‌سازه و مثل فهرست یه کتابخونه نشون می‌ده هر تیکه‌ش کجاست. خاطره‌ی بلندمدت کم‌کم توی قشر مغز جا می‌افته، کنار چیزهایی که از قبل می‌دونیم. آمیگدال به خاطره بار احساسی می‌ده و مهارت‌هایی مثل ساز زدن جای دیگه‌ای نگه داشته می‌شن. خود ردّ یه خاطره هم یه گروه کوچیک از سلول‌های عصبیه که با هم فعال می‌شن.

مردی که خاطره‌ی تازه نمی‌ساخت

برات پیش اومده که یه بو یا یه آهنگ یهو تو رو ببره به یه روز خاص از سال‌ها پیش؟ اون روز این همه سال کجا بوده؟ خاطره یه جای واحد نداره؛ هر نوع خاطره توی یه بخش از مغز نگه داشته می‌شه و این بخش‌ها به هم وصلن.

یکی از مهم‌ترین سرنخ‌ها از زندگی مردی اومد که دانشمندها با اسم اچ‌ام می‌شناسنش. سال ۱۹۵۳ جراح‌ها برای درمان صرع شدیدش هیپوکامپ رو از مغزش برداشتن. بعد از جراحی، اتفاق‌های تازه فقط چند دقیقه توی ذهنش می‌موند و دیگه هیچ خاطره‌ی بلندمدت تازه‌ای نساخت، با اینکه پنجاه‌وپنج سال دیگه زندگی کرد.

عجیب‌تر اینکه توی کارهای حرکتی که تمرین می‌کرد بهتر و بهتر می‌شد، بی‌اینکه یادش بیاد قبلاً تمرینشون کرده. پس خاطره‌ی مهارت جای دیگه‌ای نگه داشته می‌شه. بعد از مرگش، پژوهشگرها مغزش رو بررسی کردن و دیدن بیشتر هیپوکامپش برداشته شده بوده. این اولین مدرک قطعی بود که هیپوکامپ برای ساختن خاطره‌ی تازه لازمه.

یک واژه هیپوکامپ (Hippocampus) بخشی از مغز که خاطره‌ی اتفاق‌های تازه رو می‌سازه و مثل یه فهرست نشون می‌ده تیکه‌های هر خاطره کجاست.
یک واژه قشر مغز (Cerebral cortex) لایه‌ی بیرونی مغز؛ خاطره‌های بلندمدت آخرش اینجا، کنار دانسته‌های مرتبط، جا می‌گیرن.

هر خاطره چند تا خونه داره

هیپوکامپ انبار همیشگی خاطره‌ها نیست؛ بیشتر شبیه فهرست یه کتابخونه‌ست: خاطره‌ی یه اتفاق رو می‌سازه و بهش اشاره می‌کنه. خاطره‌ی بلندمدت آخرش توی قشر مغز جا می‌گیره، کنار دانسته‌های مرتبطی که از قبل داریم.

بقیه‌ی بخش‌ها هم هرکدوم کار خودشون رو دارن. آمیگدال به خاطره بار احساسی می‌ده؛ برای همینه که یه خاطره‌ی ترسناک گاهی فقط با چند بار تکرار ساخته می‌شه. ترتیب حرکت‌ها، مثلاً موقع ساز زدن، توی بخش‌هایی از مغز نگه داشته می‌شه که حرکت رو اداره می‌کنن، و یه بخش دیگه ریزه‌کاری حرکت‌ها رو تنظیم می‌کنه. وقتی هم یه شماره تلفن رو چند ثانیه توی ذهن نگه می‌داریم تا بگیریمش، بخش جلویی قشر مغز داره کار می‌کنه.

پس تیکه‌های یه خاطره‌ی کامل، مثلاً یه روز تولد، توی چند جای مغزن که به هم وصلن.

تیکه‌های یه خاطره، مثلاً یه روز تولد، توی چند جای مغزن: چیزی که دیدی و شنیدی توی قشر مغز، حسش توی آمیگدال، و مهارت‌ها توی بخش‌هایی که حرکت رو اداره می‌کنن. هیپوکامپ مثل فهرست یه کتابخونه به همه‌ی این تیکه‌ها اشاره می‌کنه.
یک واژه آمیگدال (Amygdala) بخشی از مغز که به خاطره بار احساسی می‌ده، مثلاً ترس.

از هیپوکامپ تا قشر مغز

یه سرنخ دیگه از آدم‌هایی میاد که هیپوکامپشون آسیب دیده: معمولاً خاطره‌های تازه‌شون خیلی بیشتر از خاطره‌های قدیمی صدمه می‌بینه. ولی خاطره چطور از اونجا به قشر مغز می‌رسه؟

پژوهشگرهای دانشگاه MIT این رو توی موش‌ها دنبال کردن. دیدن خاطره از همون روز اول توی دو جا ثبت می‌شه: هم توی هیپوکامپ، هم توی بخش جلویی قشر مغز. فقط نسخه‌ی قشر مغز اولش خاموشه و موش با اون به یاد نمیاره. حدود دو هفته طول می‌کشه تا این نسخه فعال بشه و توی همین مدت نسخه‌ی هیپوکامپ کم‌کم خاموش می‌شه. وقتی پژوهشگرها راه ارتباط هیپوکامپ و قشر مغز رو قطع کردن، نسخه‌ی قشر مغز هیچ‌وقت فعال نشد.

پس به نظر می‌رسه هیپوکامپ برای فعال شدن نسخه‌ی ماندگار خاطره لازمه و بعدش کنار می‌کشه. یادمون باشه این آزمایش روی موش‌ها بوده، نه آدم‌ها.

خاطره از روز اول هم توی هیپوکامپ ثبت می‌شه هم توی قشر مغز، ولی نسخه‌ی قشر مغز اولش خاموشه. توی حدود دو هفته این نسخه روشن می‌شه و نسخه‌ی هیپوکامپ کم‌کم خاموش. اگه راه بین این دو قطع بشه، نسخه‌ی قشر مغز هیچ‌وقت روشن نمی‌شه. (آزمایش روی موش‌ها)

ردّ خاطره توی چند تا سلول

ولی خود خاطره، به شکل فیزیکی، چیه؟ یه گروه کوچیک از سلول‌های عصبی که موقع ساختن خاطره با هم فعال شدن. سال ۲۰۱۲ پژوهشگرهای دانشگاه MIT سلول‌هایی از هیپوکامپ موش‌ها رو که موقع یاد گرفتن یه ترس فعال بودن علامت زدن. بعد موش‌ها رو بردن توی یه محیط دیگه و فقط همون سلول‌ها رو با نور روشن کردن. موش‌ها سر جاشون خشکشون زد، انگار دوباره ترسیده بودن.

توی یه آزمایش دیگه، پژوهشگرها دیدن موش‌هایی که یه خاطره رو فراموش کرده بودن هنوز اون خاطره رو توی الگوی ارتباط سلول‌هاشون دارن و با روشن شدن همون سلول‌ها با نور، خاطره برمی‌گرده. شاید وقتی چیزی یادمون نمیاد، خود خاطره از بین نرفته باشه و فقط راه رسیدن بهش گم شده باشه. این دیدگاه هنوز محل بحثه.

هنوز نمی‌دونیم همه‌ی فراموشی‌ها همین‌طورن یا نه، یا خواب شبانه توی جا افتادن خاطره چه نقشی داره. ولی بیا از خودمون بپرسیم: چندتا از روزهایی که فکر می‌کنیم برای همیشه رفتن، هنوز یه جایی توی مغزمون منتظرن؟

خاطره یه جای واحد نداره: هیپوکامپ اتفاق تازه رو ثبت می‌کنه، نسخه‌ی ماندگارش کم‌کم توی قشر مغز فعال می‌شه و بخش‌های دیگه حس و مهارتش رو نگه می‌دارن.

یک واژه سلول عصبی (Neuron) واحد اصلی مغز که پیام رو به سلول‌های دیگه می‌رسونه.

این پاسخ از کجا آمده

هر چیزی که بالا خواندی از این ۶ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینک‌ها همین‌جاست.

۶ منبع
۱ Where are memories stored in the brain? بخش «مردی که خاطره‌ی تازه نمی‌ساخت» و بخش «هر خاطره چند تا خونه داره»، جاهای مختلف هر نوع خاطره نهاد رسمی ۲ Postmortem of Famous Patient's Brain Explains Why H.M. Couldn't Learn بخش «مردی که خاطره‌ی تازه نمی‌ساخت»، جراحی اچ‌ام و بررسی مغزش بعد از مرگ رسانه‌ی علمی ۳ Where Does the Brain Store Long-Ago Memories? مهارت‌های اچ‌ام، نقش فهرست‌گونه‌ی هیپوکامپ، آسیب بیشتر به خاطره‌های تازه و آزمایش علامت‌گذاری سلول‌ها رسانه‌ی علمی ۴ Neuroscientists identify brain circuit necessary for memory formation بخش «از هیپوکامپ تا قشر مغز»، دو نسخه‌ی همزمان خاطره در موش‌ها نهاد رسمی ۵ Conjuring memories artificially بخش «ردّ خاطره توی چند تا سلول»، روشن کردن خاطره‌ی ترس با نور نهاد رسمی ۶ Neuroscientists build case for new theory of memory formation بخش «ردّ خاطره توی چند تا سلول»، خاطره‌ی فراموش‌شده‌ای که با نور برگشت نهاد رسمی