بچهای که هنوز هیچچی یادش ندادیم، چطور خودش زبان یاد میگیره؟
پاسخ کوتاه بچهها زبان رو بدون درس یاد میگیرن، چون از همون اول توی صداهایی که میشنون دنبال الگو میگردن. شنیدن صداهای زبان مادری حتی پیش از تولد شروع میشه. نوزاد اول صداهای همهی زبانها رو از هم جدا میکنه و کمکم گوشش رو روی صداهای زبان خودش تیز میکنه. توی حرف زدن پیوسته، کلمهها رو از روی این پیدا میکنه که کدوم تکهصدا معمولاً پشت کدوم میاد. ولی توی آزمایشها، نوزادها صداهای یه زبان تازه رو از آدم زنده یاد گرفتن، نه از ویدیو. و چیزی که از اول توی مغزه یه دستور زبان آماده نیست؛ گرایش به ساختن نظمه.
گوشی که از پیش از تولد کار میکنه
برات پیش اومده یه نوزاد چندروزه رو بغل کنی و فکر کنی هنوز هیچچی از دنیای ما نمیدونه؟ پژوهشگرها نوزادهایی رو آزمایش کردن که فقط یکی دو روز از تولدشون گذشته بود. این نوزادها به صداهای زبان مادرشون یه جور واکنش نشون دادن و به صداهای یه زبان خارجی یه جور دیگه. یعنی شنیدن زبان مادری از پیش از تولد شروع شده.
عجیبتر اینکه نوزادهای کوچیک صداهای همهی زبانهای دنیا رو از هم تشخیص میدن، حتی صداهایی که توی زبان خانوادهشون اصلاً نیست. ولی این توانایی همیشه نمیمونه. بین ششماهگی و یکسالگی، تشخیص صداهای زبانهای خارجی بهشدت کم میشه و در همون حال تشخیص صداهای زبان خودشون بهتر میشه.
کلمههایی که بینشون فاصله نیست
یه لحظه به زبانی فکر کن که اصلاً بلدش نیستی. وقتی دو نفر به اون زبان حرف میزنن، کجا یه کلمه تموم میشه و کلمهی بعدی شروع میشه؟ ما فقط یه جریان پیوستهی صدا میشنویم. نوزاد هم زبان مادریش رو همینطوری میشنوه، چون توی حرف زدن واقعی بین کلمهها مکثی نیست.
پس نوزادها کلمهها رو از کجا پیدا میکنن؟ پژوهشگرها برای بچههای هشتماهه یه جریان پیوسته از تکهصداهای بیمعنی پخش کردن، بدون هیچ مکثی. چند تا «کلمه»ی ساختگی توی این جریان قایم شده بود. بعد از حدود دو دقیقه شنیدن، بچهها این کلمهها رو از ترکیبهای دیگه جدا میکردن. تنها سرنخشون این بود که کدوم تکهصدا معمولاً پشت کدوم تکهصدا میاد: توی یه کلمه، تکهصدای بعدی تقریباً همیشه همونه، ولی سر مرز دو کلمه هر بار فرق میکنه. به این کار میگن یادگیری آماری.
صدای آدم زنده، نه صفحهی ویدیو
اگه نوزادها اینقدر خوب الگو پیدا میکنن، شاید فکر کنی کافیه فقط صدا بشنون. یه آزمایش جواب دیگهای داد. پژوهشگرها با بچههای ۹ ماههای کار کردن که توی خونه هیچوقت چینی نشنیده بودن. این بچهها دوازده جلسه با چند چینیزبان بازی کردن و کتاب خوندن. بعدش یه جفت صدای زبان چینی رو تقریباً به خوبیِ بچههایی از هم جدا کردن که از تولد چینی شنیده بودن. یه گروه دیگه از بچهها همون آدمها و همون مطالب رو فقط از ویدیو دیدن یا فقط صداشون رو شنیدن. این بچهها هیچچی یاد نگرفتن.
بزرگترها هم با نوزاد یه جور خاص حرف میزنن: صداشون زیرتر میشه و صداها رو میکشن و اغراق میکنن. نوزادها هم این شکل حرف زدن رو به حرف زدن معمولی ترجیح میدن. توی بچههای چهار تا ششساله، تعداد رفتوبرگشتهای گفتوگو با بزرگترها با نمرهی زبانیشون خیلی بیشتر جور بود تا تعداد کلمههایی که میشنیدن. این فقط یه همخوانیه، نه دلیل اینکه گفتوگو زبان رو بهتر میکنه.
بچههایی که خودشون یه زبان ساختن
حالا یه پرسش بزرگتر: این توانایی از کجا میاد؟ زبان از اول توی مغز ماست، یا کاملاً از بیرون یادش میگیریم؟ توی نیکاراگوئه از سال ۱۹۷۷ بچههای ناشنوا توی یه مدرسه کنار هم جمع شدن. این بچهها تا میانهی دههی هشتاد میلادی یه زبان اشارهی تازه ساختن. جوونترین نسل روانتر از همه اشاره میکرد، و دستورش رو بچهها ساختن، نه بزرگترها.
نسل اول برای حرکتی مثل «غلتخوران پایین رفتن» یه اشارهی یکتکه داشت. نسلهای جوونتر اون رو به دو اشارهی جدا شکستن، یکی برای اینکه چطور حرکت کرد و یکی برای اینکه به کدوم سمت رفت، و پشت هم چیدنشون. یعنی بچهها خودشون به زبان ساختار دادن.
الیسا نیوپورت، پژوهشگر زبان، میگه چیزی که از اول توی مغزه یه دستور زبان آماده نیست؛ گرایشهاییه مثل دسته کردن چیزها توی ساختارهای تودرتو. ولی این گرایشها دقیقاً چیان و چطور با شنیدن و گفتوگو جفت میشن؟
بچه از پیش از تولد صداهای زبانش رو میشنوه و کلمهها رو از الگوی صداها بیرون میکشه. صداهای تازه رو از آدم زنده یاد میگیره، نه از صفحه، و چیزی که از اول توی مغزه گرایش به ساختن نظمه، نه یه دستور زبان آماده.
زبان نه کاملاً مادرزادیه و نه کاملاً آموختنی.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۵ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.