چرا بو خاطره رو یادمون میاره؟
پاسخ کوتاه بو توی مغز یه راه کوتاه داره. پیام دیدن و شنیدن اول از یه ایستگاه میانی رد میشه، ولی پیام بو این ایستگاه رو دور میزنه و مستقیم میره سراغ بخشی که هیجان رو میسازه، و به بخشی هم میرسه که خاطرهها رو نگه میداره. برای همین خاطرهای که یه بو زنده میکنه معمولاً قدیمیتر و پرحستره و حس برگشتن به همون زمان رو قویتر میده، هرچند واضحتر نیست. ولی یه پژوهشگر بویایی دانشگاه هاروارد میگه شواهد این توضیح هنوز کمه.
وقتی یه بو تو رو برمیگردونه
حتماً برات پیش اومده: از کنار یه نونوایی رد میشی، یا بوی یه عطر قدیمی بهت میخوره، و یهو یه لحظه از سالها پیش جلوی چشمت میاد که فکر میکردی دیگه یادت نمونده. خودت هم دنبالش نگشته بودی و فقط یه بو به دماغت خورده بود.
اسم این تجربه رو از یه رمان گرفتن. توی رمان «در جستوجوی زمان از دست رفته»، راوی یه کیک کوچیک رو توی چای خیس میکنه و با مزه و بوی اون، بچگیش یهو جلوی چشمش میاد. به همین تجربه میگن اثر پروست.
این تجربه تازه هم نیست. سال ۱۹۳۵ بیش از دویست نفر خاطرههایی رو که با یه بو زنده شده بود ثبت کردن و صدها نمونه جمع شد.
خاطرهای قدیمیتر و پرحستر
ولی خاطرهی بو واقعاً با بقیهی خاطرهها فرق داره، یا فقط اینجوری به نظرمون میاد؟ پژوهشگرها این رو آزمایش کردن. از آدمهای مسن، بین ۶۵ تا ۸۰ ساله، خواستن با یه نشونه خاطرهای رو به یاد بیارن، یه بار با یه بو و یه بار با یه کلمه یا یه عکس. خاطرههایی که بو زنده کرد بیشتر مال ده سال اول زندگی بودن، ولی خاطرههایی که کلمه و عکس زنده کردن بیشتر مال یازده تا بیست سالگی بودن.
توی همون آزمایش، خاطرههای بو حس «برگشتن به اون زمان» رو قویتر میدادن، و آدمها کمتر از بقیهی خاطرههاشون بهشون فکر کرده بودن.
آزمایش دیگهای یه چیز واحد، مثلاً آتیش اردو یا ذرت بوداده، رو یه بار با بوش، یه بار با عکسش و یه بار با صداش به آدمها داد. خاطرههایی که بو زنده کرد احساسیتر و تکوندهندهتر بودن، ولی واضحتر یا پرجزئیاتتر نبودن.
بو خاطره رو دقیقتر نمیکنه، پرحسترش میکنه.
راه کوتاه بو توی مغز
چرا بو اینقدر به حس نزدیکه؟ جواب رایج به راهی برمیگرده که پیام بو توی مغز میره. پیام دیدن و شنیدن، قبل از اینکه به جاهای دیگهی مغز برسه، اول از یه ایستگاه میانی رد میشه. ولی پیام بو از پیاز بویایی، بخشی جلوی مغز که پیام بو رو از بینی میگیره، مستقیم میره به آمیگدال که توی ساختن هیجان نقش داره.
همین پیام از همون مسیرها به هیپوکامپ هم میرسه، بخشی که خاطرهها رو ذخیره و مرتب میکنه.
تصویربرداری از مغز هم با این جور درمیاد. پژوهشگرها مغز پنج زن رو یه بار موقعی بررسی کردن که این زنها بوی عطری رو حس میکردن که براشون خاطرهی شخصی داشت، و یه بار موقعی که نشونهی تصویری همون خاطره رو میدیدن. بو بخش هیجان و بخش حافظهی مغزشون رو بیشتر فعال کرد، و خود این زنها هم با بو قویترین حس رو گزارش کردن.
از نیاکان دور تا چیزی که هنوز نمیدونیم
یه توضیح از گذشتهی دورمون میاد: نیاکان دور ما با بو اطرافشون رو نقشه میکردن و یادشون میموند کجا بودن. یکی از پژوهشگرهای هاروارد میگه مغز اولیه «یه حس بویایی، بهاضافهی حس مسیریابی، بهاضافهی حافظه» بود.
اینکه کدوم بو کدوم خاطره رو زنده کنه به فرهنگ و تجربهی خود هر کدوم از ما بستگی داره. بوهای کمی هستن که همه دوستشون داشته باشن یا همه ازشون بدشون بیاد.
ولی همهی ماجرا هنوز روشن نیست. مجلهی دانشکدهی پزشکی هاروارد همین راه کوتاه رو توضیح میده، ولی یه پژوهشگر بویایی همین دانشگاه میگه حرف «بو خاطرهی کودکی رو زنده میکنه» جایی بین واقعیت و افسانهست و نظریهی راه کوتاه هنوز شواهد خیلی کمی داره. دلیلش اینه که پژوهش روی آدمها به خاطرهگویی خودشون تکیه داره و از حیوونها نمیشه پرسید چی یادشون اومده. پس چهقدر از اون خاطره کار همین راه کوتاهه و چهقدرش کار چیزیه که هنوز پیداش نکردیم؟
پیام بو از یه راه کوتاه به بخش هیجان و بخش حافظهی مغز میرسه، برای همین خاطرههایی که بو زنده میکنه قدیمیتر و پرحسترن، هرچند واضحتر نیستن. این توضیح رایجه، ولی هنوز شواهد زیادی پشتش نیست.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۶ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.