مغز ادراک حسی
بر پایه‌ی ۵ منبع علمی

چرا چشم‌مون گول می‌خوره؟

خطای هرینگ: دو خط صاف و موازی روی یه دسته خط که از یه نقطه‌ی وسط پخش شدن، و دو خط صاف نزدیک وسط خمیده به بیرون دیده می‌شن؛ یه چشم از جلو به این کارت نگاه می‌کنه
۴ دقیقه کاوش آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۵
مفهوم‌های این کاوش خطای دید خطای هرینگ ماسک توخالی
این کاوش را چطور دوست داری دنبال کنی؟ ۴ ارائه‌ی دیگر در راه‌اند
روخوانی نوشتار هنوز آماده نیست
به‌زودی

پاسخ کوتاه تصویری که روی پرده‌ی پشت چشم می‌افته خودش به‌تنهایی نمی‌گه یه چیز چقدر بزرگه یا چقدر دوره؛ یه تصویر کوچیک می‌تونه مال یه چیز کوچیکِ نزدیک باشه یا مال یه چیز بزرگِ دور. واسه همین مغز با دانسته‌های قبلیش حدس می‌زنه اون بیرون چی هست، و بیشتر وقت‌ها این حدس درست درمیاد. خطای دید همون جاییه که حدس مغز غلط از آب درمیاد. البته بعضی خطاها از این حدس‌ها نمیان و از همون اولین قدم‌های دیدن شروع می‌شن.

دیدن یعنی حدس زدن

حتماً برات پیش اومده که از بالای یه ساختمون به خیابون نگاه کنی و ماشین‌ها اندازه‌ی یه قوطی کبریت دیده بشن. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کنی ماشین‌ها کوچیک شدن.

نوری که از هر چیز میاد روی پرده‌ی پشت چشمت یه تصویر می‌سازه، ولی این تصویر چندپهلوئه. از روش نمی‌شه فهمید اون چیز چقدر بزرگه، چه شکلی داره و چقدر دوره؛ تصویر کوچیک ممکنه مال یه قوطی کبریتِ نزدیک باشه یا یه ماشینِ دور.

پس مغز جای خالی رو با چیزهایی پر می‌کنه که از قبل درباره‌ی دنیا می‌دونه. ریچارد گریگوری، که سال‌ها روی دیدن پژوهش کرد، می‌گه دیدن یعنی حدس زدن: مغز حدس می‌زنه اون بیرون چی هست، حتی ویژگی‌هایی که چشم مستقیم حسشون نکرده. وقتی این حدس غلط از آب دربیاد، به اون می‌گیم خطای دید.

تصویری که یه قوطی کبریتِ نزدیک و یه ماشینِ دور پشت چشم می‌سازن یکیه؛ خود تصویر نمی‌گه کدومه، مغز با چیزهایی که از قبل می‌دونه حدس می‌زنه.
یک واژه خطای دید (optical illusion) وقتی چیزی که می‌بینیم با چیزی که واقعاً اون بیرون هست جور درنمیاد، چون حدس مغز غلط درومده.

مغزی که یه کم جلوتر از دنیاست

از لحظه‌ای که نور به چشمت می‌خوره تا وقتی مغزت اون رو به تصویر تبدیل می‌کنه، نزدیک یک‌دهم ثانیه طول می‌کشه. یعنی چیزی که الان می‌بینی کمی قبل اتفاق افتاده.

مارک چنگیزی و همکارانش فکر می‌کنن دستگاه بینایی این تأخیر رو جبران می‌کنه: تصویری رو که یک‌دهم ثانیه‌ی بعد قراره ببینی پیش‌بینی می‌کنه. این فرضیه‌ی خود همین پژوهشگرهاست و هنوز ثابت نشده.

اگه درست باشه، یکی از خطاهای دید معروف رو توضیح می‌ده. توی خطای هرینگ، دو تا خط صاف رو روی یه دسته خط می‌کشن که از یه نقطه‌ی وسط پخش شدن. خط‌های صاف نزدیک اون نقطه خمیده به بیرون دیده می‌شن. طبق این فرضیه، مغز صحنه رو طوری پیش‌بینی می‌کنه که انگار ما داریم به سمت همون نقطه جلو می‌ریم.

لباسی که آدم‌ها رو دو دسته کرد

یادته یه عکس از یه لباس دست‌به‌دست شد و همه سرش بحث کردن؟ رنگ خود نقطه‌های عکس قهوه‌ای و آبیه، ولی توی یه نظرسنجی بیشتر از نصف آدم‌ها لباس رو آبی و مشکی دیدن و نزدیک یک‌سوم‌شون سفید و طلایی دیدن.

چرا؟ برای این‌که رنگ واقعی یه چیز رو ببینیم، مغز اول حدس می‌زنه چه رنگ نوری بهش تابیده و بعد رنگ اون نور رو کم می‌کنه. کسی که فرض کنه لباس توی سایه یا زیر نور آبی‌رنگ آسمونه، آبی رو کم می‌کنه و سفید و طلایی می‌بینه. کسی که نور گرم چراغ رو فرض کنه، آبی و مشکی می‌بینه.

این عکس بیش از حد نور خورده بود و معلوم نبود نور از کجا میاد، پس هر مغزی حدس خودش رو زد.

رنگ نقطه‌های عکس برای همه یکیه؛ فرق توی نوریه که مغز هر کس حدس می‌زنه به لباس تابیده و از رنگش کم می‌کنه.
سفید و طلایی دیدن، بین کسایی که فکر می‌کردن لباس توی سایه‌ست ۴ از ۵ از کسایی که فکر می‌کردن لباس توی سایه‌ست، از هر پنج نفر چهار نفر اون رو سفید و طلایی دیدن؛ بین بقیه‌ی آدم‌ها این سهم حدود نصف بود.

چرا با دونستنش هم باز گول می‌خوریم؟

یه ماسک صورت رو از داخل نگاه کن. ماسک مثل یه صورت معمولی برآمده دیده می‌شه، با این‌که نشونه‌های دیگه‌ی عمق خلافش رو می‌گن. اسم این خطا ماسک توخالیه، و فقط وقتی خیلی نزدیکش بشی ماسک توخالی دیده می‌شه.

تو می‌دونی ماسک توخالیه، ولی باز برآمده می‌بینیش. گریگوری می‌گه چیزهایی که آگاهانه می‌دونیم و چیزهایی که دیدن باهاشون کار می‌کنه تا حد زیادی از هم جدان، چون دیدن باید توی کسری از ثانیه انجام بشه تا به درد زنده موندن بخوره.

ولی همه‌ی ماجرا حدس‌هایی نیست که از تجربه یاد گرفتیم. پژوهشگرها یه مدل رایانه‌ای ساختن که فقط کار اولین سلول‌های بینایی رو شبیه‌سازی می‌کنه و هیچ تجربه‌ای نداره. این مدل تقریباً توی همه‌ی خطاهای رنگ و روشنایی که آزمایش شد گول خورد. بچه‌هایی هم که بعد از عمل آب‌مروارید تازه بینا شده بودن، گول همین تصویرها رو خوردن. پس بعضی خطاها قبل از هر حدسی، از اولین قدم‌های دیدن شروع می‌شن. این‌که سهم حدس‌های آموخته و سهم این قدم‌های اول هر کدوم چقدره، هنوز معلوم نیست.

چشم یه تصویر چندپهلو به مغز می‌ده و مغز با دانسته‌هاش حدس می‌زنه اون بیرون چی هست؛ خطای دید جاییه که این حدس غلط درمیاد، و دونستنش هم جلوش رو نمی‌گیره.

چرا این پرسش مهم است چیزی که می‌بینی عکس بی‌کم‌وکاست دنیا نیست، حدس مغزته. دفعه‌ی بعد که کسی رنگ یه چیز رو غیر از اون دید که تو می‌بینی، شاید هیچ‌کدومتون اشتباه نکنید و فقط مغزهاتون نور رو جور دیگه‌ای حدس زده باشن.

این پاسخ از کجا آمده

هر چیزی که بالا خواندی از این ۵ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینک‌ها همین‌جاست.

۵ منبع
۱ Knowledge in perception and illusion (Richard L. Gregory، Philosophical Transactions of the Royal Society B، ۱۹۹۷) پاسخ کوتاه، بخش اول و چهارم — چندپهلو بودن تصویر پشت چشم، دیدن به‌عنوان حدس، ماسک توخالی، جدا بودن دانسته‌ی آگاهانه از دانسته‌ی دیدن پژوهش داوری‌شده ۲ Crystal (Eye) Ball: Study Says Visual System Equipped With "Future Seeing Powers" (Rensselaer Polytechnic Institute، ۲۰۰۸) بخش دوم — تأخیر یک‌دهم ثانیه‌ای دیدن، فرضیه‌ی پیش‌بینی چنگیزی، خطای هرینگ نهاد رسمی ۳ Striking individual differences in color perception uncovered by 'the dress' photograph (Lafer-Sousa، Hermann و Conway، Current Biology، ۲۰۱۵) بخش سوم — رنگ واقعی نقطه‌های عکس لباس، نظرسنجی رنگ‌ها، کم کردن رنگ نور پژوهش داوری‌شده ۴ Why did we see 'the dress' differently? The answer lies in the shadows (دانشگاه نیویورک، درباره‌ی پژوهش Pascal Wallisch در Journal of Vision، ۲۰۱۷) بخش سوم — فرض سایه و سفید و طلایی دیدن، نور خوردن بیش از حد عکس نهاد رسمی ۵ The brain-bending secret behind hundreds of optical illusions has finally been revealed (Live Science، Harry Baker، ۲۰۲۳) پاسخ کوتاه و بخش چهارم — مدل رایانه‌ای بدون تجربه که گول خورد، کودکانی که بعد از عمل آب‌مروارید بینا شدند رسانه‌ی علمی