از کجا میدونیم زمین گرده؟
پاسخ کوتاه برای اینکه بدونیم زمین گرده، لازم نیست فقط حرف کسی رو قبول کنیم؛ نشونههاش رو خودمون هم میتونیم ببینیم. کشتیای که دور میشه از پایین پشت افق گم میشه، سایهی زمین روی ماه موقع ماهگرفتگی همیشه گرده، و هرچی به جنوب بری ستارههای تازهای توی آسمون بالا میان. حتی آزمایشهایی که کسایی طراحی کردن که زمین رو تخت میدونن، خمیدگی زمین رو نشون دادن.
افق صاف به نظر میاد
حتماً برات پیش اومده که لب دریا به افق نگاه کنی. خط آب تا جایی که چشم کار میکنه صافه. پس این حس که زمین تخته از همون چیزی میاد که هر روز میبینیم.
توی قرن نوزدهم، ساموئل روبوتام توی انگلستان از همین حس شروع کرد. میخواست فقط با مشاهده جلو بره، نه با نظریههایی که به نظرش دانشمندها توی خیالشون میسازن. خودش توی آب یه کانال رفت، طوری که چشمش حدود یه وجب بالای آب بود، و قایقی رو که پرچمش کمتر از یه متر بالای آب بود تا حدود ده کیلومتر دورتر فرستاد. به گفتهی خودش قایق تمام مسیر دیده میشد، در حالی که روی زمین گرد باید پشت خمیدگی آب پنهان میشد. پس نتیجه گرفت که آب ایستاده صافه و زمین کره نیست.
سه نشونه که از قدیم جلوی چشم ماست
ارسطو بیش از دو هزار سال پیش احتمالاً اولین کسی بود که گرد بودن زمین رو روی شواهدی گذاشت که هر کسی میتونه ببینه. نشونهی اول اینه که کشتیها از بدنه شروع میکنن به گم شدن پشت افق.
نشونهی دوم ماهگرفتگیه. اون موقع سایهی زمین روی ماه میفته و لبهاش همیشه گرده. یه سکه رو جلوی چراغ بچرخون: سایهاش فقط وقتی گرده که رو به چراغ باشه، و از بغل یه بیضی باریک میشه. ولی یه توپ از هر طرفی که نور بهش بخوره سایهی گرد داره.
نشونهی سوم توی ستارههاست. کسی که توی قطب شماله فقط ستارههای نیمهی شمالی آسمون رو میبینه. هرچی به جنوب بره، ستارههای جنوبی بیشتری بالا میان. اگه زمین تخت بود، همهی ستارهها از همهجا دیده میشدن.
اندازه گرفتن خمیدگی
بعد از ارسطو، اراتوستن شنید که ظهر بلندترین روز سال توی شهر سینه، که امروز اسوان مصره، چوبی که صاف توی زمین فرو رفته سایه نداره، ولی همون لحظه توی اسکندریه، شمال سینه، چوب صاف سایه داره. اگه زمین تخت بود، پرتوهای موازی خورشید به هر دو چوب سایهی یکسان میدادن. اراتوستن از زاویهی اون سایه حساب کرد که فاصلهی دو شهر حدود یکپنجاهم دور زمینه، پس دور زمین پنجاه برابر همون فاصلهست.
پس چرا روبوتام قایق رو تا آخر دید؟ نور توی هوای نزدیک سطح آب خم میشه، به اسم شکست نور، و همین خم شدن نور آب رو صاف نشون داد. بعدها جان همپدن شرط بست با تکرار همین آزمایش ثابت کنه زمین تخته. آلفرد راسل والاس، طبیعیدان و نقشهبردار، شرط رو قبول کرد و دوربین رو چند متر بالای آب گذاشت تا شکست نور کمتر اثر کنه. یه نشونه ده کیلومتر دورتر و یه صفحهی گرد وسط راه گذاشت، همه همارتفاع. روی سطح صاف، صفحهی وسط باید روی نشونهی دور میفتاد، ولی بالاتر دیده شد. داور طرف همپدن تراز دوربین رو چک کرد و باز صفحهی وسط بالاتر دیده شد.
وقتی خودشون آزمایش کردن
کسایی که امروز زمین رو تخت میدونن هم آزمایش میکنن. توی مستند Behind the Curve، باب نادل با یه ژیروسکوپ لیزری خواست ثابت کنه زمین ساکنه، ولی دستگاه درست همون چرخشی رو نشون داد که از زمینی که هر شبانهروز یه دور میزنه انتظار میره. خودش گفت: «وای، این یهکم مشکله.» توی یه آزمایش دیگهی همون مستند، نور یه چراغ از سوراخهای همارتفاع چند تا صفحه رد نشد، تا وقتی که چراغ رو به اندازهی خمیدگی زمین بالاتر بردن.
این آدمها لزوماً دروغ نمیگن. خیلیهاشون میگن علم رو دوست دارن، ولی به دانشمندها و نهادها اعتماد ندارن. پژوهشگرهای دانشگاه Texas Tech دیدن خیلیها از ویدیوهای توطئهی دیگه، با پیشنهادهای خودکار یوتیوب، به زمین تخت رسیدن، و قویترین نشونهی قبول کردن این ویدیوها ذهنیت توطئهاندیش بود. اشلی لندرام، پژوهشگر ارتباطات علم، میگه این باور نشون میده وقتی اعتماد ما به دانش دیگران بشکنه چی پیش میاد.
زمین گرده و این رو از نشونههایی میدونیم که هر کسی میتونه ببینه: کشتیای که پشت افق گم میشه، سایهی گرد زمین روی ماه و ستارههایی که با جابهجا شدن ما عوض میشن. آزمایشهای خود باورمندهای زمین تخت هم گرد بودن زمین رو نشون دادن.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۷ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.