قارهها چطور حرکت میکنن؟
پاسخ کوتاه قارهها روی تکههای بزرگی از پوستهی زمین سوارن که بهشون صفحهی زمینساختی میگن، و این تکهها آرومآروم جابهجا میشن. وسط اقیانوسها سنگ مذاب از زیر بالا میاد، سرد میشه و پوستهی تازه میسازه. اون سر صفحه، پوستهی پیر و سرد و سنگین زیر یه صفحهی دیگه فرو میره و با وزن خودش بقیهی صفحه رو دنبال خودش میکشه، مثل رومیزیای که نصفش از لبهی میز آویزونه. همین کشش بیشترین سهم رو داره. نتیجهش حرکتیه به اندازهی چند سانتیمتر در سال، تقریباً همپای رشد ناخن، که در میلیونها سال کوه میسازه.
ساحلهایی که مثل پازل توی هم جا میشن
نقشهی دنیا رو باز کن و ساحل شرقی آمریکای جنوبی رو با ساحل غربی آفریقا مقایسه کن. شکلشون شبیه دو تکهی یه پازله. بیش از صد سال پیش، یه دانشمند آلمانی به اسم آلفرد وگنر همین رو جدی گرفت. اون دید اگه مرز این دو قاره رو نه از خط ساحل، بلکه از لبهی زیرآبیشون بکشی، یعنی جایی که کف دریا یکهو گود میشه، تقریباً کامل توی هم جا میشن.
شاهد دومش فسیلها بود. فسیل همون جونورهای قدیمی روی چند قاره پیدا شده بود که حالا یه اقیانوس بینشون فاصله انداخته. این جونورها نمیتونستن یه اقیانوس کامل رو شنا کنن. پس یه زمانی این خشکیها به هم چسبیده بودن.
وگنر گفت قارهها جابهجا شدن. ولی یه سؤال رو نمیتونست جواب بده: چی هلشون میده؟ ماشینی که حرکتش رو دیدی ولی موتورش رو پیدا نکردی، کسی رو قانع نمیکنه. برای همین بیشتر زمینشناسهای زمان خودش ایدهش رو رد کردن.
کف اقیانوس که خودش رو نو میکنه
اول یه چیز رو بدون: پوستهی زمین یه تکهی یکپارچه نیست. از چند تکهی بزرگ ساخته شده که هرکدوم یه صفحهی زمینساختیان، و قارهها روی همین صفحهها نشستن.
موتور گمشده حدود شصت سال پیش پیدا شد، جایی که کسی انتظارش رو نداشت: کف اقیانوس. وسط اقیانوسها رشتهکوههای درازی زیر آب کشیده شده. از وسط این رشتهکوهها سنگ مذاب بالا میاد، سرد میشه و پوستهی تازه میسازه. حالا ببین چه اتفاقی میافته: پوستهی تازه جا لازم داره، پس پوستهی قدیمیتر رو به دو طرف کنار میزنه. اسم این فرایند گسترش بستر اقیانوسه.
این تازه نیمی از ماجراست. پوستهی تازه داغه و بالاتر میشینه. هرچی ازش دورتر میشه، سردتر و سنگینتر میشه و پایینتر میشینه. یعنی کف اقیانوس از وسط به دو طرف شیب داره، و صفحه زیر نیروی گرانش از این شیب پایین میلغزه و جلو هل داده میشه.
رومیزیای که از لبهی میز سُر میخوره
ولی موتور اصلی اون سر صفحهست. پوستهی اقیانوسی پیر، سرد و سنگینه. وقتی به یه صفحهی دیگه میرسه، زیرش به عمق زمین فرو میره. به این میگن فرورانش. تکهای که داره فرو میره، با وزن خودش بقیهی صفحه رو دنبال خودش میکشه. یه رومیزی رو تصور کن که نصفش از لبهی میز آویزونه. لازم نیست کسی هلش بده؛ وزن همون تکهی آویزون کل رومیزی رو سُر میده.
برای همین صفحههایی که لبهی بزرگی در حال فرو رفتن دارن، مثل صفحهی اقیانوس آرام، از بقیه تندتر حرکت میکنن.
تا چند دهه پیش فکر میکردن سنگ داغ و نرم زیر پوسته، مثل نوار نقاله، صفحهها رو با خودش میبره. امروز میدونن جهتش برعکسه: این حرکت خود صفحههاست که جریان زیرشون رو شکل میده.
حرکتی که حالا میشه اندازه گرفت
امروز این حرکت رو مستقیم اندازه میگیرن. گیرندههای جیپیاس روی زمین، با کمک ماهوارهها، جای خودشون رو اونقدر دقیق میدونن که فاصلهی دو نقطه که هزار کیلومتر از هم دورن، تا حد چند سانتیمتر معلومه.
این اندازهگیریها نشون میدن هر صفحه سرعت و جهت خودش رو داره. یه صفحهی کوچیک کنار آمریکای مرکزی رو به شمال غرب میره، همسایهی جنوبیش رو به شرق، و صفحهی کارائیب آرومتر رو به جنوب. ولی همهشون توی یه محدودهان: چند سانتیمتر در سال، تقریباً همپای رشد ناخن دستت.
این سرعت به چشم نمیاد. ولی در میلیونها سال کوه میسازه و آتشفشان روشن میکنه. پس اگه میخوای بدونی چهرهی زمین بعداً چه شکلی میشه، باید همین چند سانتیمتر رو سالبهسال دنبال کرد. ماهوارهها الان دارن دقیقاً همین کار رو میکنن.
قارهها سوار صفحههاییان که یه طرفشون وسط اقیانوس ساخته میشه و طرف دیگهشون با وزن خودش به عمق زمین کشیده میشه؛ همین کشش، نه هل دادن از زیر، موتور اصلی حرکتشونه.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۳ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.