خرافات قرض‌گرفتن واژه‌ی علم
بر پایه‌ی ۱۰ منبع علمی

سازوکار قانون جذب چطوری قراره باشه؟

یه زن جوون با موهای موج‌دار از نیم‌رخ با چشم‌های بسته؛ موج‌هایی از سرش پخش می‌شن و یه کلید، یه سکه و یه ماشین توی هوا به طرفش میان
۴ دقیقه کاوش آخرین به‌روزرسانی: ۹ آبان ۱۴۰۵
مفهوم‌های این کاوش میدان مغناطیسی همبستگی خیالی سوگیری تأیید
این کاوش را چطور دوست داری دنبال کنی؟ ۴ ارائه‌ی دیگر در راه‌اند
روخوانی نوشتار هنوز آماده نیست
به‌زودی

پاسخ کوتاه قانون جذب می‌گه فکر ما ارتعاش می‌فرسته و مثل آهن‌ربا چیزهای هم‌جنس خودش رو به طرفمون می‌کشه. مغز واقعاً یه میدان مغناطیسی می‌سازه، ولی این میدان اون‌قدر ضعیفه که فقط با حسگرهای خیلی حساس دیده می‌شه. آزمایش‌ها هم اثر روشنی از نیت روی دنیای بیرون پیدا نکردن. اون چیزی که گاهی «جواب داد» به نظر میاد از خودِ ما میاد: از این‌که به چی توجه می‌کنیم، چطور رفتار می‌کنیم و کدوم نتیجه‌ها رو می‌شمریم.

وقتی انگار فکرت جواب داده

برات پیش اومده به چیزی خیلی فکر کنی و چند روز بعد همون چیز از راه برسه؟ اون لحظه خیلی‌هامون ته دلمون پرسیدیم نکنه واقعاً فکرمون کشوندش سمت ما. قانون جذب برای همین لحظه یه توضیح داره.

به روایت خودش، فکر ارتعاش می‌فرسته، ارتعاشی به همون واقعی‌بودن نور و گرما و برق. ویلیام واکر اتکینسون بیشتر از صد سال پیش نوشت «همانند، همانند را جذب می‌کند» و فکرهای ما آدم‌ها و چیزها و شرایط هم‌جنس خودشون رو به طرف ما می‌کشن.

روندا برن توی کتاب «راز» همین رو به زبون تلویزیون گفت: فکرها مثل شبکه‌های تلویزیون فرکانس دارن، هر کدوم از ما یه برج فرستنده‌ایم و فکرمون هر چیز هم‌جنسی رو که روی همون فرکانس باشه جذب می‌کنه.

پس سازوکاری که قراره کار کنه اینه: فکر یه چیز فیزیکی می‌فرسته و اون چیز، دنیای بیرون رو جابه‌جا می‌کنه. این رو می‌شه سنجید.

فکر تا کجا می‌رسه؟

یه بخش این تصویر واقعیه. سلول‌های مغز موقع کار جریان برق می‌سازن و جریان برق یه میدان مغناطیسی می‌سازه، یعنی همون نیروی نامرئی دور آهن‌ربا. ولی این میدان اون‌قدر ضعیفه که فقط با حسگرهای خیلی حساس دیده می‌شه.

فاصله هم هست. هر اثری با دور شدن از منبعش افت می‌کنه: دو برابر که دورتر بری، یک‌چهارم انرژی بهت می‌رسه. میدان مغز هم زود محو می‌شه و میون میدان‌های قوی‌تر گم می‌شه. فرستنده‌ای به این ضعف چطور قراره یه کار یا یه آدم رو جابه‌جا کنه؟

خود تشبیه آهن‌ربا هم برعکسه: توی آهن‌ربا قطب‌های ناهم‌نام همدیگه رو می‌کشن، نه قطب‌های هم‌نام.

ضعیف‌تر از میدان مغناطیسی زمین ۱۰ میلیارد برابر میدان مغناطیسی مغز تقریباً این‌قدر از میدان مغناطیسی زمین ضعیف‌تره.

وقتی نیت رو آزمایش کردن

حالا می‌شه پرسید نیت اصلاً به دنیا می‌رسه یا نه. آزمایشگاه‌ها سال‌ها از آدم‌ها خواستن فقط با نیتشون خروجی دستگاهی رو جابه‌جا کنن که عددها رو تصادفی تولید می‌کنه. یه بررسی بزرگ روی ۳۸۰ مطالعه اثری بسیار کوچیک پیدا کرد که هرچی مطالعه بزرگ‌تر بود، کوچیک‌تر می‌شد. نویسنده‌های این بررسی می‌گن این الگو می‌تونه از منتشر نشدن نتیجه‌های ناموفق بیاد، ولی پژوهشگرهای دیگه‌ای این تفسیر رو قبول ندارن.

ریچارد وایزمن هم صدها نفر رو بررسی کرد که می‌خواستن بلیت بخت‌آزمایی بخرن. اونایی که خودشون رو خوش‌شانس می‌دونستن دو برابر بقیه مطمئن بودن که می‌برن، ولی توی برد واقعی هیچ فرقی دیده نشد.

توی دانشگاه UCLA، دانشجوها یه هفته قبل از امتحان هر روز یا خودشون رو در حال درس خوندن تصور کردن یا لحظه‌ی دیدن نمره‌ی بالا رو. گروه اول بیشتر خوندن و چند نمره بیشتر گرفتن. گروه دوم با این‌که بیشتر از همه گفتن انگیزه دارن، تقریباً بیشتر درس نخوندن.

چرا؟ توی آزمایشی دیگه، فشار خون کسایی که خیال خوش ساختن کمی پایین اومد. پژوهشگرها می‌گن خیال خوش، آینده رو همین حالا تجربه می‌کنه و نیاز به تلاش رو پنهان می‌کنه. بدن آروم می‌شه، نه آماده.

پس چرا گاهی جواب می‌ده؟

اون حس «برای من جواب داد» از کجا میاد؟ وایزمن به آدم‌ها روزنامه‌ای داد تا عکس‌هاش رو بشمرن. توی صفحه‌ی دوم یه آگهی تعداد عکس‌ها رو نوشته بود. کسایی که خودشون رو خوش‌شانس می‌دونستن بیشتر اون آگهی رو دیدن، چون اضطرابشون کمتر بود. این اثر از راه توجه خودمون میاد، نه از بیرون.

فرض کن به افزایش حقوقت فکر می‌کنی و بعد حقوقت زیاد می‌شه. فکرت رو دلیلش می‌دونی، ولی شاید این افزایش حاصل کار گذشته‌ات بوده و بدون اون فکر هم حقوقت زیاد می‌شد. به این می‌گن همبستگی خیالی. خواسته‌هایی هم که نیومدن توی این حساب نمیان، و این همون سوگیری تأییده.

پژوهشی توی دانشگاه کوئینزلند نشون داد هرچی این باور قوی‌تر باشه، آدم بیشتر به سرمایه‌گذاری پرخطر کشیده می‌شه، هرچند این نشون نمی‌ده خود باور باعثشه.

کسی هم که این قانون رو درس می‌ده لزوماً دروغ نمی‌گه. روندا برن تعریف می‌کنه توی روزهای سختی، با کتابی که دخترش بهش داد، زندگیش عوض شد. اون آرامش و امید واقعاً تجربه می‌شه. شاید سؤال جالب‌تر اینه که چرا این حس این‌قدر توی ما می‌مونه؟

فکر قراره مستقیم دنیا رو جابه‌جا کنه، ولی این راه توی آزمایش‌ها اثر روشنی نشون نداده. اون حلقه‌ای که واقعاً می‌چرخه توی خودمونه: باور، توجه و رفتارمون رو عوض می‌کنه، خواسته‌هایی رو که اومدن به حساب فکرمون می‌ذاریم و اونایی رو که نیومدن نمی‌شمریم. برای همین حس «جواب داد» دور به دور قوی‌تر می‌شه.

فکر قراره ارتعاش بفرسته و چیز هم‌جنسش رو بکشه، ولی میدان مغز خیلی ضعیفه و نیت توی آزمایش‌ها اثر روشنی نشون نداده. اون «جواب داد» بیشتر از توجه و رفتار خودمون میاد.

چرا این پرسش مهم است این سازوکار به تصمیم‌های واقعی ما می‌رسه. وقتی بدونیم تصور کردن نتیجه بدن رو آروم می‌کنه و تصور کردن قدم‌ها آدم رو راه می‌ندازه، راحت‌تر جلوی یه سرمایه‌گذاری پرخطر مکث می‌کنیم.

این پاسخ از کجا آمده

هر چیزی که بالا خواندی از این ۱۰ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینک‌ها همین‌جاست.

۱۰ منبع
۱ William Walker Atkinson, Thought Vibration, or the Law of Attraction in the Thought World، ۱۹۰۶، فصل اول (فقط برای روایت خودِ روش) بخش اول — روایت خودِ قانون جذب، ارتعاش فکر و هم‌ردیف بودنش با گرانش متن صاحبان روش ۲ Kristen Archibald, "The Secret: Positive Thinking or Positively Nonsense"، وب‌سایت دانشگاه بوستون، ژوئن ۲۰۰۷ (نقد کتاب با نقل‌قول مستقیم از متن Rhonda Byrne؛ فقط برای روایت خودِ روش) بخش اول — تصویر برج فرستنده و فرکانس در کتاب «راز» رسانه‌ی علمی ۳ گفت‌وگوی Rhonda Byrne با برنامه‌ی Buddha at the Gas Pump، متن کامل مصاحبه (فقط برای روایت خودِ روش) بخش چهارم — داستان خودِ برن از روزهای سختی متن صاحبان روش ۴ Michael Shermer, "The (Other) Secret", Scientific American 296(6)، ژوئن ۲۰۰۷ بخش دوم — ضعف میدان مغناطیسی مغز، افت با فاصله و وارونه بودن تشبیه آهن‌ربا رسانه‌ی علمی ۵ H. Bösch, F. Steinkamp, E. Boller, "Examining Psychokinesis: The Interaction of Human Intention With Random Number Generators, A Meta-Analysis", Psychological Bulletin 132(4)، ۲۰۰۶ (چکیده در PubMed خوانده شد؛ متن کامل باز نشد) بخش سوم — آزمون نیت روی دستگاه تولید عدد تصادفی پژوهش داوری‌شده ۶ Michael Shermer, "As Luck Would Have It", Scientific American 294(4)، آوریل ۲۰۰۶ (گزارش پژوهش‌های Richard Wiseman) بخش سوم و چهارم — بلیت بخت‌آزمایی و آزمایش روزنامه رسانه‌ی علمی ۷ Shelley E. Taylor, "Envisioning the Future and Self-Regulation"، فصل کتاب Predictions in the Brain (ویراستار M. Bar)، انتشارات دانشگاه آکسفورد، گزارش خودِ پژوهشگر از آزمایش‌های Pham و Taylor ۱۹۹۹ بخش سوم — آزمایش تصور درس خوندن در برابر تصور نمره‌ی بالا پژوهش داوری‌شده ۸ H. B. Kappes, G. Oettingen, "Positive fantasies about idealized futures sap energy", Journal of Experimental Social Psychology 47(4)، ۲۰۱۱ بخش سوم — اثر خیال خوش روی فشار خون و کار انجام‌شده پژوهش داوری‌شده ۹ L. Dixon, M. J. Hornsey, N. Hartley, "\"The Secret\" to Success? The Psychology of Belief in Manifestation", Personality and Social Psychology Bulletin 51(1)، ۲۰۲۵ (انتشار آنلاین ۲۰۲۳؛ چکیده و گزارش دانشگاه کوئینزلند خوانده شد؛ متن کامل باز نشد) بخش چهارم — باور به جذب موفقیت و کشیده شدن به سرمایه‌گذاری پرخطر پژوهش داوری‌شده ۱۰ Peter Strelan, "The law of attraction debunked: a psychology professor explains what's wrong with Rhonda Byrne's The Secret", PsyPost به نقل از The Conversation، فوریه ۲۰۲۴ بخش چهارم — همبستگی خیالی و سوگیری تأیید در داستان‌های «برای من جواب داد» رسانه‌ی علمی