بیهوشی چطور کار میکنه؟
پاسخ کوتاه بیهوشی خواب نیست؛ یه حالت کنترلشدهست که از همه بیشتر به کما شبیهه، با این فرق که متخصص بیهوشی عمقش رو نگه میداره و بیمار سریع ازش برمیگرده. داروهای بیهوشی هر کدوم جای دیگهای از نورونها رو هدف میگیرن و بعضیهاشون حتی فعالیت مغز رو بیشتر میکنن، پس ماجرا خاموش شدن مغز نیست. گروههای نورون سر جاشون سالم میمونن، ولی بخشهای دور مغز دیگه همزمان کار نمیکنن و گفتوگوشون قطع میشه. با این حال هنوز دقیق نمیدونیم همهی این داروها چطور کار میکنن.
بیهوشی خواب نیست
وقتی یکی از نزدیکانمون میخواد بره زیر عمل، بهش میگیم «یه کم میخوابی و تموم میشه». ولی بیهوشی و خواب خیلی با هم فرق دارن. خواب طبیعی با ترتیبی که میشه پیشبینیاش کرد از مرحلههاش میگذره، ولی بیهوشی آدم رو توی عمقی نگه میداره که عمل لازم داره.
پس اگه خواب نیست، چیه؟ عمقی که برای جراحی به کار میره از همه بیشتر به کما شبیهه. شنیدنش شاید ترسناک باشه، ولی به گفتهی براون، از پژوهشگرهای این حوزه، این کما رو متخصص بیهوشی کنترل میکنه و بیمار سریع و بیخطر ازش برمیگرده.
بیهوشی چهار چیز رو با هم میخواد: هوشیاری بره، چیزی یادمون نمونه، درد حس نکنیم و تکون نخوریم. این چهارتا لزوماً با هم نمیان. داروی شلکنندهی عضله بدن رو فلج میکنه ولی هوشیاری رو نمیگیره. نکنه وسط عمل هوشیار بشیم و نتونیم تکون بخوریم؟ این اتفاق خیلی کم گزارش میشه و بیشتر موردهاش کوتاه بودن و پیش یا پس از خود جراحی پیش اومدن.
داروها به کجا میخورن
مغز ما از نورونها ساخته شده و این سلولها مدام برای هم پیام میفرستن. بعضی از این پیامها به نورون میگن «آروم باش». پروپوفول، یکی از داروهای بیهوشی، میچسبه به جایی روی نورون که این پیام رو میگیره. خودش جای پیام رو نمیگیره؛ پاسخ نورون به اون پیام رو خیلی قویتر میکنه و نورون ساکت میشه.
همهی داروهای بیهوشی این کار رو نمیکنن. کتامین جای دیگهای رو روی نورون میبنده و نورونهایی رو از کار میندازه که وظیفهشون ساکت کردن بقیهست. نتیجهاش میتونه این باشه که فعالیت مغز بیشتر بشه، و با این حال آدم هوشیاریاش رو از دست میده.
پس، از دست دادن هوشیاری لزوماً به معنی کم شدن فعالیت مغز نیست. حالا توی مغز چی عوض میشه؟
گفتوگوی مغز قطع میشه
پژوهشگرها لحظهی بیهوش شدن رو توی سه بیمار مبتلا به صرع ثبت کردن که بهخاطر درمانشون الکترود توی مغزشون داشتن. بعد از پروپوفول، هر سه در کمتر از یه دقیقه دیگه به صدا جواب ندادن. ظرف چند ثانیه از همون لحظه، یه موج کند توی مغزشون پیدا شد و تا وقتی ثبت ادامه داشت از بین نرفت. پژوهشگرها میگن این موج همراه از دست رفتن هوشیاریه، ولی این پژوهش نمیتونه نشون بده که این موج علت از دست رفتن هوشیاریه.
هر گروه کوچیک از نورونها سر جاش سالم موند، ولی نورونها فقط توی بازههای کوتاهی از هر موج پیام میفرستادن و بقیهی وقت ساکت بودن. این موج توی بخشهای دور مغز با هم هماهنگ نبود، پس وقتی یه بخش فعال بود، بخش دیگه اغلب ساکت بود. مثل دو تا دوست که هر کدوم فقط وقتی زنگ میزنه که اون یکی نمیتونه جواب بده.
یه پژوهش تازه روی حیوانها هم نشون داده که پروپوفول، کتامین و یه داروی دیگه، با وجود هدفهای متفاوت، پایداری فعالیت مغز رو به یه شکل به هم میزنن. میلر، از پژوهشگرهای امآیتی، میگه دستگاه عصبی باید توی بازهی باریکی از تحریک کار کنه، «روی لبهی چاقو».
چیزی که هنوز نمیدونیم
دانشمندها هنوز دقیق نمیدونن همهی داروهای بیهوشی چطور کار میکنن. اینکه مغز چطور از بیهوشی بیدار میشه و کدوم بخشهاش درگیرن هم روشن نیست. بخشی از فرق زمان بیدار شدن آدمها هم به ژنهایی برمیگرده که سرعت پاک شدن دارو از بدن رو تعیین میکنن.
همین ندانستن سؤالمون رو از اتاق عمل بیرون میبره. وقتی بخشهای مغز دیگه با هم حرف نمیزنن، اونی که بهش میگیم «من» کجاست؟
بیهوشی یه کمای کنترلشدهست، نه خواب. داروها از راههای مختلف ریتم مغز رو به هم میزنن و بخشهای مغز، با اینکه سالم میمونن، از هم جدا میشن.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۷ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.