خرافات انرژی و ارتعاش
بر پایه‌ی ۴ منبع علمی

چاکرا از کجا اومده؟

یه مرد نشسته در حال مراقبه به سبک نقاشی‌های قدیمی یوگای هند، با قرص‌هایی به شکل گل نیلوفر با تعداد گلبرگ‌های مختلف که از زیر شکم تا فرق سرش روی ستون فقرات ردیف شدن
4 دقیقه کاوش آخرین به‌روزرسانی: ۵ آبان ۱۴۰۵
مفهوم‌های این کاوش یوگای تنترا تئوسوفی فراموشی منبع
این کاوش را چطور دوست داری دنبال کنی؟ ۴ ارائه‌ی دیگر در راه‌اند
روخوانی نوشتار هنوز آماده نیست
به‌زودی

پاسخ کوتاه اون نقشه‌ی آشنا، هفت چرخ رنگی از پایین ستون فقرات تا فرق سر که هر کدومش یه حس داره، یه تیکه‌ی قدیمی داره و چند لایه‌ی تازه. تیکه‌ی قدیمیش از یوگای تنترا توی هند میاد: نقطه‌هایی توی بدن که روشون مراقبه می‌کردن. رنگ‌های رنگین‌کمان، غده‌ها و حس‌هایی مثل امنیت و مهربونی رو نویسنده‌های غربی توی قرن بیستم اضافه کردن. چون کتاب‌های بعدی نگفتن هر تیکه از کجا اومده، کل این ترکیب به ما به اسم یه سنت کهن رسیده.

نقشه‌ای که توی هند کشیده شد

شاید تو هم اون تصویر رو دیده باشی: یه آدم در حال مراقبه با هفت دایره‌ی رنگی روی بدنش. «چاکرا» یه کلمه‌ی سنسکریته به معنی چرخ یا قرص. توی متن‌های یوگای تنترا، که از حدود قرن هفتم تا سیزدهم میلادی توی هند رونق داشت، چاکرا نقطه‌ایه توی بدن که روش مراقبه می‌کنن؛ جایی که «کانال»‌های ظریف بدن به هم می‌رسن و مراقبه‌کننده اون رو به شکل قرص یا گل نیلوفر توی ذهنش مجسم می‌کنه.

این متن‌ها چاکرا رو توصیف نمی‌کنن، دستور می‌دن: فلان‌جای بدنت، برای یه هدف مشخص، یه شیء از نور رنگی توی ذهنت بساز. روی هر گلبرگ یه صدا از الفبای سنسکریت می‌نشست و توی هر چاکرا یه عنصر و یک یا چند خدای هندو. هر شاخه هم نقشه‌ی خودش رو داشت، از پنج‌تایی تا بیست‌ویک‌تایی، و فقط سه نقطه توی همه‌شون مشترکه: زیر شکم، قلب و فرق سر. نظام هفت‌تایی حدود قرن پونزدهم دست بالا رو پیدا کرد و پایه‌ی نسخه‌ی امروزی، متنیه که پورنانندا اواخر قرن شونزدهم نوشت.

از هند تا غرب

توی متن‌های هندی، هدف «متعادل کردن» چاکراها برای حال خوب نیست؛ چاکراها باید شکافته و پشت سر گذاشته بشن تا آدم به رهایی برسه. رنگ دارن، ولی نه رنگین‌کمان؛ ویژگی هم دارن، ولی نه ویژگی‌های روانی امروزی. پس اون حس‌ها و رنگ‌ها از کجا اومدن؟

اواخر قرن نوزدهم، چاکرا با نوشته‌های بلاواتسکی و انجمنی به اسم تئوسوفی به غرب رسید و همون‌جا دو چیز بهش اضافه شد: این‌که پایه‌ش هفت‌تاست، و این‌که هر چاکرا همون یکی از دسته‌های عصب بدنه. بعدتر جان وودراف متن پورنانندا رو به انگلیسی منتشر کرد و چارلز لدبیتر، از همین انجمن، کتاب «چاکراها» رو نوشت.

بعد کارل یونگ روان‌شناس توی یه سمینار از روی ترجمه‌ی وودراف، نمادهای چاکرا رو مرحله‌های رشد روانی آدم خوند. ربط دادن هر چاکرا به یه حالت روانی، مثلاً چاکرای پایینی به حس امنیت، از همین‌جا شروع شد.

اولین چاپ رنگ‌ها و حس‌ها کنار هم ۱۹۷۷ به تعبیر کرت لیلند، نسخه‌ای که غرب «باستانی» حسابش می‌کنه، وقتی اون درباره‌ش نوشت تازه چهل سالش بود.

رنگین‌کمان کی اضافه شد

توی دهه‌ی بیست میلادی، چاکراها به غده‌های بدن گره خوردن و توی دهه‌ی سی، رنگ‌درمانگرهای آمریکایی و انگلیسی به هر چاکرا یه رنگ دادن، به ترتیب رنگ‌های رنگین‌کمان. ولی فهرست رنگ‌ها و فهرست حس‌ها (ریشه داشتن، میل، قدرت، مهربونی، بیان، شهود، روشن‌شدگی) اولین بار سال ۱۹۷۷ کنار هم چاپ شدن، توی کتاب «تن‌ذهن» از کن دیکتوالد. دهه‌ی هشتاد، کتاب «چرخ‌های زندگی» از آنودیا جودیت این تیکه‌ها رو یه‌جا جمع کرد و همون نسخه‌ای شد که امروز بهش می‌گیم «سنتی».

پس چرا این لایه‌ها این‌قدر قدیمی به نظر میان؟ چون نویسنده‌هاشون معمولاً نمی‌گن هر تیکه رو از کجا آوردن. اولاف هامر، تاریخ‌نگار دین، اسم این رو گذاشته فراموشی منبع. غده، فلز، سیاره و کارت تاروتی که کتاب‌های امروزی به هر چاکرا نسبت می‌دن، توی هیچ‌کدوم از متن‌های اصلی سنسکریت نیومده.

بیشتر عمر چاکرا توی هند گذشته، ولی بیشتر چیزهایی که امروز باهاش می‌شناسیمش، از غده‌ها تا رنگ‌ها و حس‌ها، توی کمتر از صد سال توی غرب روش نشستن. این لایه‌ها که از کتابی به کتاب دیگه رفتن، تاریخشون جا موند و کل نقشه یه‌جا قدیمی به نظر رسید.
یک واژه فراموشی منبع (source amnesia) وقتی یه ایده از کتابی به کتاب دیگه می‌ره و اسم کسی که اول گفتش جا می‌مونه، تا جایی که ایده‌ی تازه قدیمی به نظر میاد.

چرا هنوز درست به نظر میاد

با این‌همه، چاکرا از هیچ ساخته نشده. چاکراهای متن‌های کهن جاهایی از بدن‌ان که آدم‌ها معمولاً حس عاطفی یا معنوی رو اون‌جا حس می‌کنن؛ یعنی از تجربه‌ی واقعی بدن اومدن. لایه‌های غربی هم بیشتر کار کسایی مثل لدبیتر بود که خودشون رو روشن‌بین می‌دونستن و چیزی رو که فکر می‌کردن می‌بینن نوشتن. کسی که امروز با چاکرا کار می‌کنه، این ترکیب رو به اسم یه سنت کهن یاد گرفته و می‌تونه صادقانه بهش باور داشته باشه.

ولی حس کردن انرژی بدن رو آزمایش هم کردن. توی آزمایشی که مجله‌ی پزشکی JAMA چاپ کرد، درمانگرهایی که می‌گفتن «میدان انرژی» بدن رو با دستشون حس می‌کنن، پشت یه پرده باید می‌گفتن دست آزمایشگر بالای کدوم دستشونه. کمتر از نصف دفعه‌ها درست گفتن، نزدیک حدس شانسی، و سابقه‌ی بیشتر هم کمکی نکرد.

پس چرا اون هفت چرخ رنگی هنوز به خیلی از ما حس درستی می‌ده؟ شاید جوابش دیگه به خود چاکرا ربطی نداشته باشه و به این برگرده که ما چطور چیزی رو باور می‌کنیم و نگهش می‌داریم.

چاکرا یه نقشه‌ی مراقبه از یوگای تنترای هنده. رنگ‌های رنگین‌کمان، غده‌ها و حس‌هایی که امروز بهش وصل‌ان توی قرن بیستم توی غرب اضافه شدن، و چون منبعشون گفته نشد، قدیمی به نظر میان.

این پاسخ از کجا آمده

هر چیزی که بالا خواندی از این ۴ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینک‌ها همین‌جاست.

۴ منبع
۱ Christopher (Hareesh) Wallis، The Real Story on the Chakras، فوریه‌ی ۲۰۱۶ بخش اول تا چهارم — معنی چاکرا در یوگای تنترا، نقشه‌های مختلف و متن پورنانندا، هدف رهایی، لایه‌های غربی، یونگ و فراموشی منبع متن صاحبان روش ۲ Kurt Leland، The Rainbow Body - How the Western Chakra System Came to Be، Quest 105.2، ۲۰۱۷ بخش اول تا چهارم — تعداد چاکراها در سنت‌های هندی، رسیدن به غرب با تئوسوفی، غده‌ها و رنگ‌ها، کتاب ۱۹۷۷ و فراموشی منبع رسانه‌ی علمی ۳ C. G. Jung، The Psychology of Kundalini Yoga، ویراسته‌ی Sonu Shamdasani، Princeton University Press، ۱۹۹۶ بخش دوم — سمینار یونگ و خوانش چاکراها به‌عنوان مرحله‌های رشد روانی نهاد رسمی ۴ L. Rosa، E. Rosa، L. Sarner، S. Barrett، A Close Look at Therapeutic Touch، JAMA 279(13)، ۱۹۹۸ بخش چهارم — آزمون پشت پرده‌ی درمانگرهایی که می‌گفتن انرژی بدن رو با دست حس می‌کنن پژوهش داوری‌شده