چرا بعضی ستارهها منفجر میشن و بعضی آروم خاموش میشن؟
پاسخ کوتاه همهش به جرم ستاره برمیگرده. توی هر ستاره گرانش میخواد ستاره رو درهم بفشاره و انرژی همجوشی توی مرکزش نمیذاره فرو بریزه. توی ستارهای سبکتر از حدود ۸ برابر خورشید، مرکز قبل از اینکه برای سوخت بعدی به اندازهی کافی داغ بشه از جمع شدن میایسته. همجوشی آروم تموم میشه و یه کوتولهی سفید میمونه که کمکم سرد میشه. ستارهی سنگینتر سوخت پشت سوخت میسوزونه تا به آهن برسه. آهن دیگه انرژی نمیده، مرکز یهدفعه فرو میریزه و ستاره توی یه ابرنواختر منفجر میشه.
کُشتی گرانش و آتیش
خورشید هر روز سر جاشه و ستارههای شب هم سالبهسال همونجوری به نظر میان. ولی هیچکدوم بیحرکت نیستن. هر ستاره یه کشمکش دائمیه بین دو تا نیرو. گرانش خودِ ستاره میخواد همهی جرم ستاره رو به طرف مرکز بکشه و کل ستاره رو درهم بفشاره. از اون طرف، توی مرکز ستاره همجوشی جریان داره و انرژیای که آزاد میکنه ستاره رو داغ نگه میداره و جلوی فروریختنش رو میگیره.
تا وقتی توی مرکز سوخت هست، این دو تا با هم تعادل دارن. وقتی سوخت ته بکشه، کدوم برنده میشه؟ جوابش به جرم ستاره بستگی داره. جرم حتی سرعت زندگی ستاره رو هم تعیین میکنه. ستارههای سبک کمنورتر و سردترن و خیلی بیشتر عمر میکنن، بعضیهاشون تا تریلیونها سال. ستارههای خیلی سنگین فقط چند میلیون سال دوام میارن.
ستارهی سبک آروم کنار میکشه
وقتی هیدروژن مرکز تموم میشه، همجوشی دیگه جلوی گرانش رو نمیگیره. گرانش مرکز رو فشردهتر میکنه و همین فشرده شدن داغش میکنه. هر وقت مرکز به اندازهی کافی داغ بشه، سوخت بعدی آتیش میگیره.
مرز دو سرنوشت همینجاست. توی ستارهای که جرمش از یه مرز مشخص کمتره، مرکزی که حالا از کربن و اکسیژن ساخته شده، قبل از اینکه برای سوزوندن کربن به اندازهی کافی داغ بشه، از جمع شدن میایسته. یه چیزی جلوی فشردهتر شدنش رو میگیره، همجوشی همینجا تموم میشه و نوبت به انفجار نمیرسه.
خورشید خودمون همین راه رو میره. چند میلیارد سال دیگه باد میکنه و احتمالاً عطارد و زهره و شاید زمین رو هم میبلعه. بعد لایههای بیرونیش آروم توی فضا پخش میشن و از مرکزش یه کوتولهی سفید به اندازهی زمین میمونه که طی میلیاردها سال سرد میشه.
ستارهی سنگین تا آهن میسوزه
حالا همین رو با یه ستارهی خیلی سنگینتر تکرار کن. جرم بیشتر یعنی گرانش قویتر. وقتی هیدروژن تموم میشه، گرانش مرکز رو اونقدر میفشاره و داغ میکنه که وسط راه نمیایسته. بعد از هیدروژن هلیوم میسوزه، بعد کربن و اکسیژن، بعد عنصرهای سنگینتر، یکییکی.
هر مرحله یه لایهی تازه به مرکز اضافه میکنه و مرکز لایهلایه میشه، مثل پیاز: سبکترها بیرون، سنگینترها توی دل. ته این پیاز آهن جمع میشه.
حالا ببین ساعت چطوری تند میشه: هر مرحله سریعتر از قبلی تموم میشه. سوختن هیدروژن میلیونها سال طول میکشه، ولی آخرین مرحله، ساختن آهن، فقط چند روز تا یه هفته. انگار موتوری که سالها آروم کار کرده، توی آخرین دورش گاز رو تا ته فشار بده.
آهن، ته خط
آهن جاییه که بازی عوض میشه. تا اینجا هر همجوشی انرژی میداد و همین مرکز رو سر پا نگه میداشت. همجوشی آهن برعکسه: بهجای اینکه انرژی بده، انرژی میگیره. پس دیگه چیزی نیست که جلوی گرانش وایسه.
مرکز آهنی توی کسری از ثانیه فرو میریزه، تا اندازهی چند ده کیلومتر. بعد مرکز دیگه فشردهتر نمیشه و مثل توپ برمیگرده بیرون. همین برگشتن یه موج ضربهای به لایههای بیرونی میفرسته که ستاره رو منفجر میکنه. از مرکز یه گوی فوقفشرده میمونه، با جرمی بیشتر از خورشید توی کرهای به اندازهی یه شهر، یا اگه خیلی سنگین باشه یه سیاهچاله.
ولی این مرز تیز نیست. انفجارهایی که میبینیم کمتر از پیشبینی این مرزه، و شاید ستارههایی کمی سنگینتر از اون هم آروم کوتولهی سفید بشن. یه ستارهی خیلی سنگین توی یه کهکشان دیگه هم بیانفجار از دید ناپدید شد و احتمالاً مستقیم سیاهچاله شد. پژوهشگرها تخمین میزنن یکدهم تا یکسوم ستارههای سنگین اینجوری تموم بشن. اینکه کدوم ستاره کدوم راه رو میره هنوز معلوم نیست؛ جوابش از شمردن انفجارها و ستارههایی درمیاد که بیصدا گم میشن.
جرم ستاره سرنوشتش رو تعیین میکنه. ستارهی سبک پیش از سوختهای سنگینتر از سوختن میایسته و آروم سرد میشه؛ ستارهی سنگین تا آهن پیش میره و چون آهن انرژی نمیده، مرکزش فرو میریزه و منفجر میشه.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۶ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.