حیوونها با هم چطور حرف میزنن؟
پاسخ کوتاه حیوونها با هر چیزی که بدنشون داره پیام میفرستن: بو، حرکت و صدا. مورچه با یه رد بو روی زمین بقیه رو به غذا میرسونه. زنبور عسل با یه رقص میگه گل چقدر دوره و از کدوم طرف. بعضی میمونها برای هر شکارچی یه صدای هشدار جدا دارن، و دلفینها و فیلها حتی همدیگه رو با یه جور اسم صدا میزنن. هر کدوم یه پیام مشخص رو میرسونه، ولی هنوز هیچ پژوهشی ندیده که میمونها صدایی رو مثل کلمههای ما به کار ببرن.
ردی که مورچهها روی زمین میذارن
حتماً برات پیش اومده که یه تیکه شیرینی روی زمین بیفته و یه کم بعد ببینی یه صف مورچه سرش جمع شده. اولش فقط یکی پیداش کرده بود. بقیه از کجا فهمیدن؟
جوابش زیر پاشونه. مورچهای که یه غذای خوب پیدا میکنه، توی راه برگشت به لونه یه رد بو روی زمین میذاره. مورچههای دیگه این رد رو دنبال میکنن و به همون غذا میرسن. هر مورچهای هم که از این راه بره و برگرده، رد رو پررنگتر میکنه. یعنی هر کدوم که میاد، همون پیام رو دوباره روی زمین مینویسه. هیچکس صدایی درنیاورده، ولی پیام رسیده.
رقصی که نقشهست
زنبور عسل راه دیگهای داره. وقتی یه گل دور پیدا میکنه، برمیگرده توی کندو و روی شونهی کندو یه رقص میکنه به اسم رقص جنبان. یه تیکه مسیر رو صاف میره و شکمش رو میلرزونه، از کنار برمیگرده سر جای اولش و دوباره تکرارش میکنه، تا حرکتش شکل عدد هشت بشه.
این رقص دو تا چیز رو با هم میگه. طول اون تیکهی لرزون فاصلهست: هرچی طولانیتر، گل دورتر. زاویهی همون تیکه نسبت به راستای بالا روی شونهی کندو هم جهته، چون همون زاویهی گل نسبت به خورشیده. برای همین رقصِ یه گل ثابت در طول روز همراه خورشید آروم آروم میچرخه. اگه گل نزدیک باشه چی؟ اونوقت زنبور فقط دور خودش میچرخه و جهتی نمیگه.
البته رقص همهی کار رو نمیکنه. زنبورهایی که دنبالش کردن، تا همون حوالی پرواز میکنن و آخرش با بو گل رو پیدا میکنن. یه زنبور رباتی هم فقط وقتی تونست زنبورها رو راهی کنه که بوی گل روش بود.
سه هشدار برای سه شکارچی
صدا هم میتونه پیام خیلی مشخصی ببره. یه جور میمون آفریقایی به اسم ورووت برای پلنگ، عقاب و مار سه صدای هشدار جدا داره. ولی از کجا بدونیم این صداها واقعاً معنی دارن و فقط داد یه میمون ترسیده نیستن؟ پژوهشگرها صدای ضبطشدهی هشدارها رو بدون هیچ شکارچیای پخش کردن. با هشدار پلنگ، میمونها سمت درخت دویدن؛ با هشدار عقاب، بالا رو نگاه کردن؛ با هشدار مار، پایین رو. خود صدا بهشون گفته بود خطر از کجا میاد.
بچهمیمونهای ورووت برای همه جور پرنده و حتی برگی که داره میافته هشدار عقاب میدن، ولی بزرگترها تقریباً فقط برای خطرناکترین عقاب. یعنی شکل صدا رو از اول دارن و یاد میگیرن برای چی به کارش ببرن. این یادگیری میتونه سریع هم باشه: خویشاوندهاشون، میمونهای سبز، اولین بار که یه پهپاد بالای سرشون پرواز کرد خودبهخود صدایی شبیه هشدار عقاب دادن، و بعدش فقط با شنیدن صدای پهپاد هم آسمون رو میپاییدن.
وقتی یکی اسمت رو صدا میزنه
ما وقتی کسی رو صدا میزنیم، اسمش رو میگیم. حیوونها چی؟ هر دلفین بینیبطری اوایل زندگیش یه سوت مخصوص خودش میسازه که بهش میگن سوت امضا. توی دریا، نسخهی ساختگی سوت امضای چند دلفین رو برای خودشون پخش کردن. از دوازده بار آزمایش، هشت بار دلفین با همون سوت جواب داد، ولی به سوت دلفینهای دیگه جواب نداد. دلفینها برای صدا زدن یکی دیگه، سوت امضای اون رو تقلید میکنن.
فیلهای وحشی آفریقایی از این هم به ما نزدیکترن. توی صدای بمشون یه تیکهی مخصوص هر فیل هست که تقلید صدای خود اون فیل نیست، و این به اسمگذاری ما شبیهتره. وقتی صدایی که خطاب به یه فیل بود از بلندگو پخش شد، همون فیل بیشتر جواب داد یا سمت بلندگو اومد تا وقتی صدا خطاب به فیل دیگهای بود.
ولی هنوز فاصله هست. تا امروز هیچ پژوهشی ندیده که میمونها صدایی رو مثل کلمههای ما به کار ببرن، یعنی صدایی که معنیش فقط یه قرار بین خودشونه. این فاصله از کجا میاد؟
حیوونها با بو، رقص و صدا پیامهای مشخصی به هم میدن: غذا کجاست، خطر از کجا میاد، با کی کار دارم. شاید پرسش اصلی این نباشه که حرف میزنن یا نه، بلکه این باشه که پیامشون رو با چی مینویسن.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۶ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.