چرا چیزها رو فراموش میکنیم؟
پاسخ کوتاه فراموشی فقط یه خرابی نیست که با گذشت زمان سراغ حافظه بیاد. بخشی از چیزهایی که فکر میکنیم یادمون رفته، از اول اصلاً توی حافظه ثبت نشده بودن. بخشی رو خاطرههای دیگه کمرنگ میکنن، چون چیزهایی که قبل و بعدش یاد میگیریم باهاش رقابت میکنن. و بخشی رو خود مغز عمداً پاک میکنه. به نظر پژوهشگرها همین پاک کردن به نفع ماست: حافظه برای اینه که کمکمون کنه تصمیم بگیریم، نه اینکه از هر لحظه یه بایگانی کامل نگه داره.
لوگویی که بارها دیدیم
حتماً برات پیش اومده که اسم کسی رو که دیروز بهت معرفی شده یادت نیاد. حس میکنیم یه چیزی از حافظهمون افتاده. ولی واقعاً افتاده؟ شاید هیچوقت توش نبوده.
پژوهشگرهای دانشگاه UCLA از یه گروه دانشجو خواستن لوگوی اپل رو از حافظه بکشن، لوگویی که تقریباً همهمون بارها دیدیمش. جالبش اینه که دانشجوها قبل از کشیدن، بیشتر از اون چیزی که بعداً نشون دادن به خودشون مطمئن بودن. توضیح پژوهشگرها سادهست: مغز جزئیاتی رو که به کارش نمیاد نگه نمیداره. برای شناختن لوگو کافیه بدونیم یه سیبه؛ شکل دقیق برگش به کارمون نمیاد، پس مغز هیچوقت ثبتش نمیکنه. یعنی بخشی از چیزی که اسمش رو فراموشی میذاریم، در واقع چیزیه که هیچوقت یاد نگرفته بودیم.
بیشتر فراموشی همون اول اتفاق میافته
ولی بعضی چیزها رو واقعاً یاد گرفتیم و بعد از دست دادیم. بیشتر از صد سال پیش، هرمان ابینگهاوس روی خودش آزمایش کرد. فهرستهایی از هجاهای بیمعنی حفظ میکرد، بعد از یه مدت دوباره یادشون میگرفت و میدید بار دوم چقدر زودتر تموم میشه. هرچی زودتر تموم میشد، بیشتر از قبلی مونده بود.
نتیجهاش یه منحنی فراموشی بود: یه ساعت بعد، بیشتر از نصف زحمت بار اول رو باید دوباره میکشید، ولی یه ماه بعد هنوز حدود یه پنجم زحمت کمتر میشد. یعنی بیشتر فراموشی همون اول اتفاق میافته و بعد سرعتش کم میشه. هرچی یه خاطره عمر بیشتری داشته باشه، آرومتر از دست میره.
ولی فقط گذشت زمان نیست. یکی از علتهای اصلی فراموشی تداخله: چیزهایی که قبل یا بعد از یه خاطره یاد میگیریم باهاش رقابت میکنن. توی یه آزمایش قدیمی، کسایی که بعد از یادگرفتن خوابیدن بیشتر از کسایی که بیدار موندن یادشون موند. پس کارهای ذهنی بیداری خودش به خاطرهی تازه آسیب میزنه. اینکه خواب با خاطره چی کار میکنه، خودش یه داستان دیگهست.
مغز خودش پاک میکنه
تا اینجا انگار خاطره خودش کمکم رنگ میبازه. ولی مغز فعالانه هم پاک میکنه. توی مغز مگس میوه، چند تا سلول عصبی مدام یه پیامرسان شیمیایی روی سلولهایی میریزن که خاطره رو نگه داشتن. وقتی پژوهشگرها این کار رو بعد از آموزش مگسها متوقف کردن، سه ساعت بعد امتیاز حافظهشون دو برابر بود.
توی مغز موش هم یه پروتئین پیدا کردن که همین کار رو میکنه. وقتی جلوی کارش رو گرفتن، یه خاطره بهجای کمتر از سه روز دستکم پنج روز موند، و وقتی فعالترش کردن، خاطره زیر یه روز از بین رفت. حتی ساخته شدن سلولهای عصبی تازه هم خاطرههای قبلی رو کمرنگ میکنه: موشهایی که بعد از یادگرفتن، مغزشون با دارو سلول تازهی بیشتری ساخت، یه ماه بعد خیلی بدتر یادشون بود.
ولی فراموششده همیشه پاکشده نیست. یه حلزون دریایی که یه هفته بعد ظاهراً آموختهاش رو یادش رفته بود، با یه یادآوری ملایم دوباره همون واکنش رو نشون داد، و چند تا ژن مربوط به حافظه هنوز توی سمتی از بدنش که آموزش دیده بود فعال بودن. یعنی گاهی چیزی که فکر میکنیم رفته، هنوز یه ردی ازش مونده.
چرا یه مغز خوب فراموش میکنه
چرا مغز باید اینهمه زحمت بکشه که چیزی رو پاک کنه؟ به نظر پژوهشگرها فراموشی صافی مغزه. مغز اول خیلی چیزها رو ثبت میکنه و بعد اونایی رو که مهم نیستن دور میریزه، چون حافظه برای تصمیم گرفتنه، نه برای نگه داشتن همهچیز.
الکساندر لوریا، روانشناس روس، بیماری رو توصیف کرد که تقریباً هر چیزی رو به خاطر میسپرد. ولی همین آدم توی دیدن الگوها و شباهتها مشکل داشت.
پس شاید فراموشی اون دشمنی نباشه که فکر میکردیم. ولی اگه مغز خودش انتخاب میکنه چی بمونه و چی بره، از کجا میفهمه کدوم مهمه؟
بعضی چیزها هیچوقت توی حافظه ثبت نمیشن، بعضیها رو گذشت زمان و خاطرههای دیگه کمرنگ میکنن، و بعضیها رو خود مغز عمداً پاک میکنه. همین پاک کردنه که کمک میکنه چیزی که مهمه بمونه.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۵ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.