بدن ما به سمزدایی احتیاج داره؟
پاسخ کوتاه به اون شکلی که بستههای سمزدایی میگن، نه. بدن ما خودش هر روز این کار رو میکنه: کلیهها خون رو صاف میکنن و کبد مواد مضر رو آمادهی بیرون رفتن میکنه. ولی اون حس سبکی بعد از چند روز آبمیوه هم خیال نیست. بخشیاش از کمتر خوردنه، بخشیاش از اینکه معمولاً در بدترین حالمون سراغ این برنامهها میریم و بدن خودش داره برمیگرده، و بخشیاش از انتظار خود ما برای بهتر شدن. یعنی بیشتر اون بهبود رو خود ما ساختیم، نه نوشیدنی.
اون حس سبکی بعد از پاکسازی
برات پیش اومده بعد از چند روز پرخوری و بیخوابی حس کنی بدنت سنگین شده و یه تمیزکاری لازم داره؟ بعد چند روز فقط آبمیوه یا دمنوش میخوریم و واقعاً سبکتر میشیم. این حس واقعیه.
سمزدایی شکلهای مختلفی داره، از آبمیوه و روزه تا دمنوش و شستشوی روده و سونا. حرفش اینه که سمها از راه ادرار و مدفوع و عرق بیرون میرن و ما پرانرژیتر و لاغرتر میشیم و التهاب بدنمون کم میشه. پشت این حرف فقط تبلیغ نیست. پژوهشگرهایی از خود حرفهی طب طبیعی نوشتن که بار مواد شیمیایی مصنوعی توی بدن، حتی به مقدار کم، تهدیدی واقعی برای سلامته، و از هر ده درمانگری که ازشون پرسیدن، نُه نفر گفتن سمزدایی تجویز میکنن.
حالا باید دید اون سبکی واقعاً از بیرون رفتن سم میاد یا از چیز دیگه.
بدن ما هر روز خودش رو تمیز میکنه
دو تا عضو بدن تماموقت پاکسازی میکنن. اولی کلیهست. هر کلیه حدود یک میلیون صافی خیلی ریز داره، و دو تا کلیه با هم هر روز حدود ۱۴۰ لیتر خون رو از این صافیها رد میکنن. از این همه فقط یکی دو لیتر، همراه مواد زائد، ادرار میشه. دومی کبده، که با یه رشته واکنش شیمیایی مواد مضر رو به شکلی درمیاره که بشه از راه صفرا و روده، یا از راه ادرار، بیرونشون کرد. سمها هم توی کبد انبار نمیشن که منتظر یه آبمیوه بمونن.
بودن مقداری از یه مادهی شیمیایی توی بدن بهخودیخود یعنی آسیب نیست، و بستههای سمزدایی معمولاً نمیگن کدوم ماده رو و چقدر بیرون میبرن.
سمزدایی واقعی هم هست، ولی توی بیمارستان و برای مسمومیت جدی. مثلاً برای مسمومیت با فلز سمی دارویی میدن که فلز رو به خودش میگیره تا از بدن بیرون بره.
وقتی نوشیدنی رو از ماجرا برداریم
یه راه فهمیدنش اینه که فقط نوشیدنی رو عوض کنیم و بقیه رو یکسان نگه داریم. یه آزمایش همین کار رو کرد. ۸۴ زن با اضافهوزن رو برای یازده روز به سه گروه تقسیم کردن: یکی رژیم سمزدایی با آب لیمو، یکی همون مقدار کالری با یه آبمیوهی بدلی، و یکی بدون محدودیت. وزن و چربی بدن توی گروه لیمو و گروه بدلی به یه اندازه پایین اومد. یعنی چیزی که کار کرد کمتر خوردن بود، نه خود لیمو.
پژوهشهای دیگه روی این رژیمها کمن و بیشترشون کوچیک و ضعیف، ولی تصویر دیگهای نمیدن. یه مرور هیچ شاهد قانعکنندهای برای بیرون بردن سم پیدا نکرد، و یه مرور دیگه دید کاهش وزن اول کار از کمخوردنه و با برگشتن به غذای معمول برمیگرده.
اون دلپیچه و اسهال روزهای اول هم، که به حساب بیرون رفتن سم گذاشته میشه، بیشتر کار ملینهای داخل بسته و روزه و دوباره راه افتادن گوارشه، و همینها ممکنه کمآبی بیارن و نمکهای خون رو به هم بزنن.
پس چرا حالمون واقعاً بهتر میشه؟
حالا ببینیم کِی سراغ این برنامهها میریم؟ معمولاً وقتی حالمون از همیشه بدتره. ولی خستگی و نفخ بالا و پایین میرن و از بدترین نقطه خودشون برمیگردن. این بازگشت به میانگینه، و ما طبیعتاً این برگشت رو به حساب کاری میذاریم که همون موقع میکردیم.
بعد انتظار خود ما هست. وقتی منتظر بهتر شدنیم و یه برنامهی منظم و توجه هم در کاره، همین واقعاً میتونه خستگی و تهوع و حس درد رو کم کنه. این اثر دارونماست: حال رو بهتر میکنه، ولی بیماری زمینهای رو درمان نمیکنه.
درمانگرها هم میتونن کاملاً صادقانه به کارشون باور داشته باشن. بیشترشون نتیجه رو با پرسشنامهای میسنجن که بیمار دربارهی حال خودش پر میکنه، و با این معیار، برگشت طبیعی و اثر انتظار برای هر دو طرف شبیه موفقیت دیده میشه.
اگه بیشتر اون بهبود کار بدن و ذهن خود ماست، چرا اینقدر سخته اعتبارش رو به خودمون بدیم و نه به یه بطری؟ این سؤال پشت خیلی از باورهای ماندگار دیگه هم هست.
بدن ما با کلیه و کبد هر روز خودش رو پاک میکنه. سبکی بعد از سمزدایی واقعیه، ولی بیشترش از کمتر خوردن، برگشت طبیعی بدن و انتظار خود ماست.
این پاسخ از کجا آمده
هر چیزی که بالا خواندی از این ۸ منبع بیرون آمده. اگر خواستی خودت سرچشمه را ببینی، لینکها همینجاست.